#page.php داگلاس نورث – رسانه اقتصاد اجتماعی

کنفرانس ملـــــــی نوآوری اجتماعــــــی

(با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار:

۲۵ اسفند ۱۴۰۴

کنفرانس ملی نوآوری اجتماعی (با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

دوگلاس سسیل نورث (Douglass Cecil North)

دوگلاس سسیل نورث (Douglass Cecil North) در پنجم نوامبر ۱۹۲۰ در کمبریج، ماساچوست، ایالات متحده به دنیا آمد و در بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۵ در بنزونیا، میشیگان، ایالات متحده درگذشت. او شهروند آمریکایی بود.

نورث تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی گذراند و مدرک کارشناسی و دکترای اقتصاد را از همین دانشگاه دریافت کرد. پایان‌نامه دکترای او با عنوان «شرکت‌های بزرگ بیمه عمر پیش از ۱۹۰۶» در سال ۱۹۵۲ ارائه شد.

او در سال ۱۹۹۳ به همراه رابرت فوگل (Robert Fogel) جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی را دریافت کرد و پیش از آن در سال ۱۹۹۱ جایزه جان آر. کامنز را کسب کرده بود.

نورث بیش از ۲۲۶ اثر منتشر کرده است که شامل حدود ده کتاب مهم می‌شود. از آثار برجسته او می‌توان به «رشد اقتصادی ایالات متحده، ۱۷۹۰ تا ۱۸۶۰»، «ساختار و تغییر در تاریخ اقتصادی»، «نهادها، تغییر نهادها و عملکرد اقتصادی»، «درک فرآیند تغییر اقتصادی» و «خشونت و نظم‌های اجتماعی» اشاره کرد. همچنین مقالات متعددی در نشریات علمی منتشر کرده است، از جمله مقاله «نهادها» و «نظریه مکان و رشد اقتصادی منطقه‌ای».

حوزه تخصصی او تاریخ اقتصادی و اقتصاد نهادی نوین بود و در طول زندگی علمی خود با دانشگاه واشنگتن (۱۹۵۰ تا ۱۹۸۳)، دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس (۱۹۸۳ تا ۲۰۱۵) و مؤسسه هوور همکاری داشته است.

 
 

 

 

نورث، میراث فکری و تاثیرات او بر علم اقتصاد

تحلیل نورث فراتر از توصیف‌های ایستا رفت و به فرآیندهای تکاملی پرداخت و بر وابستگی مسیر (path dependence) به‌عنوان مکانیزمی تأکید کرد که در آن انتخاب‌های نهادی اولیه، جوامع را در مسیرهایی قرار می‌دهد که مقاومت در برابر تغییر دارند. این مفهوم که از بررسی داده‌های تاریخی او استخراج شده، توضیح می‌دهد که چرا ساختارهای ناکارآمد دوام می‌آورند: بازیگران قدرتمند برای حفظ منافع موجود در حفظ وضعیت موجود سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که محدودیت‌های غیررسمی به‌کندی تغییر می‌کنند و اغلب از اصلاحات رسمی عقب می‌مانند. اگر این دیدگاه را بر گذار از نظام‌های فئودالی به نظام‌های مبتنی بر بازار در اروپا اعمال کنیم، نورث استدلال می‌کرد که کاهش تدریجی تعهدات اربابی لزوماً ناشی از افزایش بهره‌وری نبود، بلکه تغییرات در قیمت‌های نسبی—مانند افزایش هزینه نیروی کار پس از مرگ سیاه—باعث شد نخبگان انگیزه پیدا کنند تا حقوق مالکیت را بازچینی کنند و به‌طور غیرمستقیم مسیر را برای شکل‌گیری نهادهای سرمایه‌داری هموار کنند. از نظر اجتماعی-اقتصادی، این امر نشان می‌دهد که نابرابری در قدرت چانه‌زنی چگونه نتایج ناکارآمد را تداوم می‌بخشد، همان‌طور که در کشورهای در حال توسعه مدرن دیده می‌شود، جایی که نظام‌های مالکیت زمین دوران استعماری همچنان مانع بهره‌وری کشاورزی می‌شوند، حتی با وجود مداخلات سیاستی.

تحول مهمی در اندیشه نورث در دهه ۱۹۸۰ رخ داد، زمانی که او ابعاد سیاسی را در مدل‌های اقتصادی وارد کرد و دریافت که دولت‌ها داوران بی‌طرف نیستند، بلکه نهادهایی هستند که توسط ائتلاف‌هایی شکل می‌گیرند که به دنبال کنترل خشونت و استخراج منابع‌اند. کتاب مشترک او در سال ۲۰۰۹ با جان والیس (John Wallis) و بری واین‌گاست (Barry Weingast) با عنوان «خشونت و نظم‌های اجتماعی» چارچوبی دوتایی از نظم‌های اجتماعی ارائه داد: نظم‌های با دسترسی محدود و نظم‌های با دسترسی باز. در نظم‌های با دسترسی محدود، که بیشتر جوامع تاریخی و در حال توسعه را شکل می‌دهند، نخبگان ائتلاف‌هایی تشکیل می‌دهند تا خشونت را با اعطای دسترسی ویژه به منابع، سازمان‌ها و بازارها محدود کنند و سودهایی ایجاد کنند که سیستم را تثبیت می‌کند اما رقابت و نوآوری را محدود می‌سازد. خشونت از طریق روابط شخصی و امتیازات انتخابی مهار می‌شود و الگوهای رشد ناپایدار وابسته به توافقات نخبگان ایجاد می‌کند. در مقابل، نظم‌های با دسترسی باز—نمونه آن دموکراسی‌های پیشرفته مانند بریتانیا پس از قرن هفدهم یا ایالات متحده مدرن—قدرت نظامی را تحت کنترل مدنی قرار می‌دهند، قوانین بی‌طرف را اجرا می‌کنند و حقوق را به‌طور گسترده گسترش می‌دهند، و امکان تخریب خلاق از طریق ورود آزاد به عرصه‌های اقتصادی و سیاسی را فراهم می‌کنند. نورث بر این باور بود که این گذار نیازمند نه تنها اصلاحات اقتصادی، بلکه بازسازی باورها و هنجارها برای پایدارسازی سازمان‌های دائمی (مانند شرکت‌هایی که بنیان‌گذاران خود را پشت سر می‌گذارند) و نهادهای تطبیقی است که قادر به پاسخ به شوک‌ها باشند.

با اعمال چارچوب نورث بر زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی، تحلیل‌های او نابرابری‌های پایدار جهانی را روشن می‌کند. به‌عنوان مثال، در بررسی اقتصادهای آمریکای لاتین، او عقب‌ماندگی را ناشی از نهادهای استعماری ایبریایی می‌دانست که قدرت را متمرکز کرده و به نخبگان استخراج‌گر مزیت می‌دادند و فساد وابسته به مسیر و اجرای ضعیف حقوق مالکیت را ایجاد می‌کردند که مانع سرمایه‌گذاری می‌شد. در مقابل، مستعمرات آمریکای شمالی از حکمرانی غیرمتمرکز و بازارهای رقابتی زمین بهره‌مند بودند که هزینه‌های معاملاتی را کاهش داده و فعالیت‌های کارآفرینی را تشویق می‌کرد. رویکرد کمی او، که ریشه در کلایومتریکس (cliometrics) داشت، این ادعاها را با داده‌ها تقویت کرد: در کتاب «ظهور جهان غرب» (۱۹۷۳، با همکاری رابرت توماس) نورث از سوابق حمل‌ونقل و شاخص‌های دستمزد برای مدل‌سازی استفاده کرد تا نشان دهد نوآوری‌های نهادی مانند شرکت‌های سهامی چگونه خطرات تجارت ترانس‌آتلانتیک را کاهش داده و بهره‌وری ناشی از انقلاب تجاری را افزایش می‌دهد. دقت تجربی او آثارش را از تاریخ‌های کیفی پیشین متمایز می‌کرد و امکان اندازه‌گیری دقیق تأثیر نهادها را فراهم می‌آورد، مانند اینکه چگونه سیستم‌های ثبت اختراع در ایالات متحده قرن نوزدهم با نرخ اختراعات مرتبط بودند یا چگونه اقتصادهای مبتنی بر برده در جنوب پیش از جنگ داخلی با اجرای کار اجباری، هزینه‌های معاملاتی را افزایش می‌دادند.

تأثیر نورث در مباحث سیاست‌گذاری اجتماعی-اقتصادی گسترده است، به‌ویژه در پرداختن به ناکامی‌های نهادی در دوره‌های گذار. در اقتصادهای پس از شوروی، او رویکردهای شوک درمانی را به‌خاطر نادیده گرفتن هنجارهای غیررسمی نقد کرد و پیش‌بینی کرد که خصوصی‌سازی سریع بدون تضمین اجرای معتبر، منجر به خالی کردن دارایی‌ها و تصاحب آنها توسط الیگارشی خواهد شد که این پیش‌بینی به‌درستی تحقق یافت. به‌طور مشابه، در حوزه اقتصاد اجتماعی محیط‌زیست، ایده‌های او تحلیل منابع مشترک را شکل می‌دهد: نهادهایی مانند نظارت مبتنی بر جامعه می‌توانند انگیزه‌ها را همسو کنند تا از بهره‌برداری بیش از حد جلوگیری شود، همان‌طور که در ماهیگیری‌ها دیده می‌شود که تحریم‌های غیررسمی مکمل سهمیه‌های رسمی هستند. با این حال، نورث محدودیت‌های مدل‌های خود را پذیرفت و در کتاب «درک فرآیند تغییر اقتصادی» (۲۰۰۵) یادآور شد که اراده انسانی—که تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی و یادگیری تطبیقی شکل می‌گیرد—پیش‌بینی‌ها را پیچیده می‌سازد. او استدلال کرد که باورها به‌عنوان فیلترهایی برای تفسیر واقعیت عمل می‌کنند و اغلب نهادهای ناکارآمد را تقویت می‌کنند؛ برای مثال، تعهدات ایدئولوژیک به توسعه تحت رهبری دولت در آفریقای نیمه دوم قرن بیستم، اصلاحات بازارمحور را به تأخیر انداخت و دام‌های فقر را تشدید کرد.

در حوزه همگرایی اجتماعی-اقتصادی جهانی، نظریه‌های نورث چالش‌های هماهنگ‌سازی نهادها در فرامرزها را برجسته می‌کند. توافقنامه‌های تجاری مانند نفتا (NAFTA) یا بازار واحد اتحادیه اروپا با استانداردسازی قوانین و کاهش هزینه‌های معاملاتی فرامرزی موفق می‌شوند، اما تفاوت‌های فرهنگی در اجرای این قوانین می‌تواند اثر آنها را تضعیف کند، همان‌طور که در اجرای نابرابر استانداردهای کار دیده می‌شود. آثار بعدی او همچنین به پیامدهای مخرب جهانی‌شدن بر نظم‌های با دسترسی محدود پرداخته است، جایی که مواجهه با هنجارهای نظم‌های با دسترسی باز می‌تواند در صورت مقاومت نخبگان در برابر سازگاری، بی‌ثباتی ایجاد کرده و منجر به تعارض یا واکنش‌های پوپولیستی شود. برای پژوهشگران اجتماعی-اقتصادی، ابزارهای نورث—ترکیبی از اقتصاد هزینه‌های معاملاتی، نظریه بازی‌ها و داده‌های تاریخی—پنجره‌ای برای تحلیل پدیده‌هایی مانند اقتصادهای دیجیتال فراهم می‌کند، جایی که پلتفرم‌ها عدم تقارن اطلاعات را کاهش می‌دهند اما از طریق کنترل داده‌ها نهادهای انحصاری جدیدی ایجاد می‌کنند.

در نهایت، دستاوردهای نورث ما را وادار می‌کند تا پیشرفت اجتماعی-اقتصادی را به‌عنوان مسئله‌ای از طراحی نهادی بازنگری کنیم، جایی که طراحی آگاهانه باید تغییرات درونی ناشی از اراده انسانی را مدنظر قرار دهد. بازآفرینی تاریخ اقتصادی توسط او با روش‌های کمی، که جایزه نوبل را برایش به ارمغان آورد، نه تنها هزینه‌های سکون نهادی را اندازه‌گیری کرد، بلکه بینش‌های کاربردی برای سیاست‌گذاران ارائه داد: تقویت باورهای تطبیقی از طریق آموزش و حکمرانی فراگیر می‌تواند گذار به سوی نظم‌های با دسترسی باز را تسریع کند و شکوفایی گسترده‌تری به همراه آورد. در عصری که نابرابری و بی‌اعتمادی به نهادها رو به افزایش است، آثار نورث همچنان نقشه‌ای حیاتی برای هدایت پیچیدگی‌های اجتماعی-اقتصادی در تکامل نهادی باقی مانده است.

معرفی کتاب

در این اثر اولیه، دوگلاس نورث از روش‌های کلایومتریکس برای بررسی عوامل گسترش اقتصادی ایالات متحده در اوایل قرن نوزدهم استفاده می‌کند و تمرکز خود را بر نقش تخصص‌بندی منطقه‌ای و نوآوری‌های حمل‌ونقل مانند کانال‌ها و راه‌آهن در تسهیل تجارت میان مناطق قرار می‌دهد. نورث نقش صادرات پنبه در تحریک صنعتی‌شدن شمال را با استفاده از داده‌های هزینه‌های حمل‌ونقل و جریان کالاها کمی‌سازی می‌کند و نشان می‌دهد که یکپارچگی بازار، نه تنها وفور منابع، عامل رشد بوده است. این کتاب نقطه‌عطفی در گرایش او به تاریخ اقتصادی تجربی است، که با تأکید بر شواهد کمی به جای روایت‌های حکایتی، داستان‌های سنتی را به چالش می‌کشد و زمینه را برای تحلیل‌های نهادی بعدی او فراهم می‌آورد، زیرا نشان می‌دهد حقوق مالکیت بر زمین و برده چگونه تفاوت‌های بهره‌وری میان مناطق را شکل داده‌اند.

کتاب «ساختار و تغییر در تاریخ اقتصادی» اثر دوگلاس نورث چارچوبی نئوکلاسیک با عناصر نهادی ارائه می‌دهد تا تحولات اقتصادی بلندمدت را توضیح دهد و مدل‌های رایج را به‌خاطر نادیده گرفتن هزینه‌های معاملاتی و عوامل ایدئولوژیک نقد می‌کند. او با بررسی رویدادهای تاریخی مانند انقلاب نوسنگی و ظهور امپراتوری‌های تجاری نشان می‌دهد که فشارهای جمعیتی و تحولات فناورانه چگونه باعث تطبیق نهادی می‌شوند که یا بهره‌وری را افزایش می‌دهد یا مانع آن می‌شود. با تلفیق نظریه بازی‌ها، نورث نشان می‌دهد که نهادها به‌صورت درونی تکامل می‌یابند تا تعارض‌ها بر سر منابع را حل کنند، اما وابستگی مسیر اغلب ساختارهای ناکارآمد را حفظ می‌کند و بینشی درباره دلیل ادامه نظام‌های فئودالی با وجود ناکارآمدی‌های آشکار ارائه می‌دهد.

این متن بنیادین که سهمی در کسب جایزه نوبل برای نورث داشت، مفهوم نهادها را به‌صورت رسمی به‌عنوان «قواعد بازی» ارائه می‌کند که تعاملات انسانی را سازماندهی کرده و عدم‌قطعیت در تبادلات اقتصادی را کاهش می‌دهند. نورث بین نهادهای رسمی (قوانین و قانون اساسی) و نهادهای غیررسمی (هنجارها و آداب و رسوم) تمایز قائل می‌شود و تعامل آنها را در زمینه‌های تاریخی مانند انقلاب باشکوه انگلیس تحلیل می‌کند، جایی که حقوق مالکیت مطمئن سرمایه‌گذاری را تشویق کرد. او بهره‌وری تطبیقی را به‌عنوان معیاری برای سنجش توانایی نهادها در پاسخ به شوک‌ها معرفی می‌کند و استدلال می‌کند که مدل‌های شناختی و سیستم‌های باور بر تغییر نهادی تأثیر دارند، و این کتاب را به سنگ‌بنای فهم این موضوع تبدیل می‌کند که چرا برخی اقتصادها شکوفا می‌شوند در حالی که دیگران در شرایط مشابه ناکام می‌مانند.