#page.php مری داگلاس – رسانه اقتصاد اجتماعی

کنفرانس ملـــــــی نوآوری اجتماعــــــی

(با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار:

۲۵ اسفند ۱۴۰۴

کنفرانس ملی نوآوری اجتماعی (با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

مری داگلاس

مارگارت مری تو در ۲۵ مارس ۱۹۲۱ در سانرمو، ایتالیا متولد شد و در ۱۶ مه ۲۰۰۷ در لندن، انگلستان درگذشت و ۸۶ سال داشت. او تابعیت بریتانیایی داشت و در حوزه مردم‌شناسی اجتماعی و دین شناسی تطبیقی فعالیت می‌کرد.
او با نظریه فرهنگی شبکه-گروه شناخته می‌شود و تحلیل‌های مهمی در زمینه دسته‌بندی، پاکی و آلودگی، ادراک خطر، شناخت نهادی و الگوهای مصرف ارائه نموده است.
مارگارت تو نویسنده حدود بیست کتاب و رساله و ویراستار چندین مجموعه نیز هست. آثار او در مجموعه دوازده جلدی آثار گردآوری‌شده منتشر شد و شامل بیش از سه هزار و صد و شصت و هشت صفحه است. او همچنین صدها مقاله و نوشته علمی دارد.
فعالیت‌های میدانی مهم او شامل مطالعه مردم لِله در منطقه کاسای، کنگوی بلژیک بین سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ بود.
او جوایز و افتخارات متعددی دریافت کرد از جمله نشان بانوی فرمانده امپراتوری بریتانیا در ۲۰۰۶، عضویت در آکادمی بریتانیا در ۱۹۸۹، نشان فرمانده امپراتوری بریتانیا در ۱۹۹۲ و جایزه برنال از انجمن مطالعات اجتماعی علوم.

 
 

 

 

مارگارت مری تو داگلاس بنیان‌های اجتماعی نظم اقتصادی

مارگارت مری تو بررسی کرد که چگونه جوامع انسانی دسته‌بندی‌هایی ایجاد و حفظ می‌کنند که امکان همکاری هماهنگ را فراهم می‌آورد، از جمله شکل‌های مبادله، تخصیص و ارزش‌گذاری که زندگی اقتصادی را تشکیل می‌دهند. تحلیل‌های او این تصور را که حوزه اقتصادی مستقلی وجود دارد و افراد صرفاً محاسبه‌گرانی منفرد هستند، رد می‌کند؛ او نشان داد که هر معامله، تصمیم قانونی یا انتخاب مصرفی بر پایه کار فرهنگی قبلی شکل می‌گیرد که مشخص می‌کند چه چیزی ارزشمند، پرخطر یا مشروع است. برای پژوهشگران اقتصاد اجتماعی که به وابستگی‌های نهادی، تنوع سازمانی و تعامل هنجارها و انگیزه‌ها توجه دارند، آثار مری تو ابزار دقیقی برای بررسی این ارائه می‌دهد که چرا برخی نظم‌های اقتصادی پایدار می‌مانند و برخی دیگر بر اساس تناقض‌های دسته‌بندی خود فرو می‌ریزند.
پژوهش‌های اولیه و متمرکز او که در میان مردم لِله در منطقه کاسای در جمهوری دموکراتیک کنگو انجام شد، پیش‌تر سازوکار کنترل منابع بدون اقتدار متمرکز را آشکار کرد. مردان مسن دسترسی به ازدواج و کالاهای مهریه را از طریق نهادهای سالمندی انحصاری می‌کردند، در حالی که اتهامات جادوگری انحراف‌ها از جریان‌های انتظار کار و کالاهای پرستیژ را کنترل می‌کرد. مری تو نشان داد که جهان‌بینی لِله افراد، حیوانات و اشیاء را در دسته‌بندی‌های محدود قرار می‌دهد و نقض این دسته‌بندی‌ها اقدام اصلاحی را به دنبال دارد. این مشاهدات تنها پدیده‌ای عجیب و غریب نبود؛ بلکه به پایه تجربی استدلال طولانی‌مدت او تبدیل شد که سیستم‌های دسته‌بندی نه صرفاً پوششی تزئینی بر منافع مادی، بلکه زیرساخت واقعی هماهنگی هستند. هنگامی که جنگ داخلی پژوهش میدانی او را در ۱۹۵۰ متوقف کرد، او به آکسفورد بازگشت، دکترای خود را زیر نظر ای. ای. اوانز-پریچارد کامل کرد و الگوهای لِله را به یک جامعه‌شناسی عمومی نظم تبدیل نمود.

کتاب پاکی و خطر (۱۹۶۶) این بینش را شکل داد که «کثیفی یعنی ماده‌ای که جایگاهش درست نیست». مری تو تابوهای غذایی، شست‌وشوهای آیینی و باورهای آلودگی را در جوامع مختلف بررسی کرد و نشان داد که این ممنوعیت‌ها برای حفظ یکپارچگی دسته‌بندی‌های اجتماعی ساخته‌شده هستند. برای مثال در کتاب لاویانیک، خوک موجودی استثنایی است؛ پاهای چنگالی دارد اما دوباره جویدن ندارد و بنابراین تهدیدی برای دسته‌بندی سه‌گانه موجودات خشکی، دریا و هوا محسوب می‌شود. این متن نه دستورالعمل بهداشتی است و نه آزمایش دلخواه اطاعت؛ بلکه نقشه‌ای از مرزهای کیهانی است که حفظ آن مرزهای اجتماعی را تضمین می‌کند. در اقتصادهای معاصر، همین منطق مشخص می‌کند چه سرمایه‌ای «پاک» است (شفاف و قابل ردیابی) و چه سرمایه‌ای «کثیف» است (سفته‌بازی یا خارج از کشور)، یا چرا برخی بازارهای کار کارهای کوتاه‌مدت را غیرعادی و بنابراین نامطمئن می‌دانند. نکته مری تو ساختاری بود، نه اخلاقی: هر نظام اقتصادی ناهنجاری‌های خود را کنترل می‌کند زیرا عناصر بدون دسته‌بندی، پیش‌بینی‌پذیری لازم برای تبادل مکرر را تهدید می‌کنند.
در کتاب نمادهای طبیعی (۱۹۷۰) او نمودار شبکه-گروه را به صورت رسمی ارائه کرد، یک نوع‌شناسی دو بعدی که هنوز یکی از ساده‌ترین مدل‌های تنوع نهادی محسوب می‌شود. بعد «گروه» میزان قدرت هویت جمعی محدود را نشان می‌دهد و بعد «شبکه» چگالی نقش‌ها و تفاوت‌های وضعیت اجتماعی را می‌سنجد. چهار ربع حاصل—سلسله‌مراتبی (شبکه و گروه بالا)، فردگرایانه (شبکه و گروه پایین)، برابری‌طلب (شبکه پایین، گروه بالا) و سرنوشت‌گرایانه (شبکه بالا، گروه پایین)—سبک‌های فکری متفاوتی ایجاد می‌کنند که ادراک، ترجیح و مسئولیت را فیلتر می‌کنند. سلسله‌مراتبی‌ها از قوانین هدایت‌شده توسط کارشناسان و برنامه‌ریزی بلندمدت حمایت می‌کنند؛ فردگرایان به بازارهای رقابتی و مالکیت خصوصی اعتماد دارند؛ برابری‌طلبان به هر دو شک دارند و بر همکاری داوطلبانه و توزیع مجدد تأکید می‌کنند؛ سرنوشت‌گرایان انتظار کمی از هر نظام دارند. مری تو تأکید داشت که این‌ها نوع شخصیتی نیستند بلکه ویژگی‌های پدیدآمده از سازمان اجتماعی هستند. مطالعات تجربی در زمینه مصرف، مقررات زیست‌محیطی و ایمنی محل کار بارها نشان داده‌اند که اختلافات سیاستی بیشتر با این گرایش‌ها هم‌راستا هستند تا با داده‌های خطر عینی تنها.

کاربرد مستقیم نظریه‌های مری تو در مردم‌شناسی اقتصادی با کتاب دنیای کالاها (۱۹۷۹، نوشته مشترک با اقتصاددان بارون ایشروود) ظهور کرد. نظریه مصرف‌کننده سنتی کالاها را به عنوان بسته‌هایی از سودمندی می‌بیند که توسط افراد مستقل خریداری می‌شوند. مری تو و ایشروود جهت علت و معلول را معکوس کردند: کالاها ابزارهایی برای حسابداری اجتماعی هستند. خانوارها اقلامی را انتخاب می‌کنند که عضویت در یا کنار گذاشتن از زیرفرهنگ‌های مشخص را نشان می‌دهد، تعهد به روابط بلندمدت را علامت می‌دهد یا دسته‌بندی‌های زمانی (روزهای کاری در برابر جشن‌ها) را تثبیت می‌کند. یخچال تنها وسیله‌ای برای خنک نگه داشتن نیست؛ بلکه ریتم زمانی تأمین و پذیرایی را سازمان‌دهی می‌کند. این کتاب معیارهای عینی ارائه داد—الگوهای هزینه، گردش موجودی، چرخه‌های هدیه—که نشان می‌دهد مصرف، رد قابل مشاهده کار دسته‌بندی نامرئی است. برای پژوهشگران اقتصاد اجتماعی که شرکت‌های تعاونی یا اقتصادهای چرخه‌ای را بررسی می‌کنند، نتیجه واضح است: موفقیت کمتر به قیمت‌گذاری بر اساس هزینه نهایی بستگی دارد و بیشتر به پایداری کدهای فرهنگی که به منابع مشترک معنا می‌دهند وابسته است.
کتاب ریسک و فرهنگ (۱۹۸۲، با آرون وایلداوُسکی) چارچوب شبکه-گروه را به سیاست‌های مدرن ریسک گسترش داد. جوامع به سادگی خطرها را از طریق علم «کشف» نمی‌کنند؛ بلکه انتخاب می‌کنند که کدام تهدیدها شایسته توجه جمعی هستند بر اساس سبک فکری غالب خود. نواحی فردگرایانه (شرکت‌های بازارمحور، اندیشکده‌های لیبرتر) ریسک‌های سیستماتیک که توجیه‌کننده مقررات هستند را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، در حالی که نواحی برابری‌طلب آن‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند تا همبستگی را توجیه کنند. دیوان‌سالاری‌های سلسله‌مراتبی ارزیابی احتمالاتی را نهادی می‌کنند تا ادعای تخصص خود را حفظ کنند. مری تو بعداً در کتاب ریسک و تقصیر (۱۹۹۲) استدلال را تصحیح کرد و نشان داد که زبان ریسک همانند جانشین دنیوی اتهامات جادوگری عمل می‌کند: مسئولیت را تخصیص می‌دهد بدون آنکه عوامل ماوراءالطبیعی را دخیل کند. در بحران‌های مالی، مناقشات زیست‌محیطی یا بحث‌ها درباره درآمد پایه همگانی، استفاده تحلیلی از زبان ریسک تعهدات نهادی زیرین را با اطمینان بیشتری نسبت به ترجیحات اعلام‌شده آشکار می‌کند.

کتاب نهادها چگونه می‌اندیشند (۱۹۸۶) این رشته‌ها را در یک نظریه شناختی از زندگی جمعی گرد هم آورد. نهادها محدودیت‌های خارجی بر بازیگران عقلانی نیستند؛ بلکه چارچوب‌های پیشینی هستند که محاسبه عقلانی را قابل فهم می‌کنند. با دسته‌بندی جهان به افراد، نقش‌ها و دسته‌ها، نهادها «جهان‌های فکری» فراهم می‌کنند که در آن افراد به یاد می‌آورند، فراموش می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. مری تو از دورکیم و فلک بهره گرفت اما فراتر رفت: نهادها زمانی موفق هستند که دسته‌بندی‌هایشان از طریق آیین‌ها، روش‌های حسابداری و سیستم‌های تقصیر خودتقویت‌کننده باشند. نهادهای شکست‌خورده آن‌هایی هستند که دسته‌بندی‌هایشان نشت می‌کند؛ وقتی، برای مثال، قیمت‌های بازار دیگر با ارزش اجتماعی شناخته‌شده مطابقت ندارد یا وقتی دسته‌بندی‌های قانونی دیگر با شبکه‌های واقعی تولید هم‌خوانی ندارد. این کتاب تشخیصی برای پدیده‌های اقتصاد اجتماعی فراهم می‌کند، مانند پایداری حلقه‌های اعتباری غیررسمی در نواحی با اعتماد بالا یا فروپاشی برنامه‌ریزی متمرکز وقتی شبکه دسته‌بندی آن شکننده می‌شود.
پژوهش‌های بعدی کتاب‌شناسی کتاب مقدس—بیابان‌گردی (۱۹۹۳)، لاویانیک به‌مثابه ادبیات (۱۹۹۹)، اشک‌های یعقوب (۲۰۰۴)—اغلب به‌عنوان گرایشی به دین خوانده می‌شوند، اما پیوستگی شدیدی را حفظ می‌کنند. مری تو منبع کشیشی را به‌مثابه سند مردم‌شناختی می‌دید که کار نهادی حفظ مرزها در دوران تبعید را ثبت می‌کند. ساختارهای حلقوی، قوانین پاکی و آیین‌های آشتی همگی همان کارکرد دسته‌بندی را دارند که در میان مردم لِله یا در مصرف مدرن مشاهده شده است. سود تحلیلی برای اقتصاد اجتماعی در این است که نشان می‌دهد سیستم‌های دسته‌بندی مقدس و سکولار با مکانیزم‌های یکسان عمل می‌کنند: هر دو سبک‌های فکری ایجاد می‌کنند که اجازه یا ممنوعیت شکل‌های تجمع، اشتراک‌گذاری و تعهد را تعیین می‌کند.

مری تو هرگز دستورالعمل سیاستی ارائه نکرد؛ سهم او دقت تشخیصی بود. او نشان داد که تلاش برای طراحی نهادهای اقتصادی بدون توجه به سبک‌های فکری نهفته در آن‌ها، به شکست‌های قابل پیش‌بینی منجر می‌شود—چه برنامه‌ریزی سلسله‌مراتبی که نمی‌تواند ناهنجاری را تحمل کند و چه بازارهای خالص که نمی‌توانند اعتماد لازم برای سرمایه‌گذاری بلندمدت را حفظ کنند. برای تحلیل‌گران تعاونی‌ها، شرکت‌های اجتماعی، اقتصادهای پلتفرمی یا ابتکارات گذار، چارچوب او زبان مقایسه‌ای فراهم می‌کند: موقعیت شبکه-گروه شرکت‌کنندگان را ترسیم کنید، ناهنجاری‌هایی که آن‌ها کنترل می‌کنند را شناسایی کنید و پیش‌بینی کنید کدام ریسک‌ها تقویت یا نادیده گرفته می‌شوند. نتیجه نسبی‌گرایی نیست، بلکه واقع‌گرایی ساختاری است: نظم‌های اقتصادی آثار فرهنگی هستند که دوام آن‌ها به انسجام دسته‌بندی‌هایشان بستگی دارد، نه تنها به زیبایی طرح‌های انگیزشی‌شان.
مجموعه دوازده جلدی آثار گردآوری‌شده او و صدها مقاله پراکنده در مجلاتی از مجله مؤسسه مردم‌شناسی سلطنتی تا جامعه نو، همچنان با مطالعه دقیق پاداش می‌دهند، زیرا از ساده‌سازی خودداری می‌کنند. مری تو تأکید داشت که اجتماعی بر اقتصادی تقدم دارد، نه به‌عنوان پوشش رمانتیک بلکه به‌عنوان پایه دسته‌بندی که بدون آن هیچ معامله‌ای نمی‌تواند تکرار شود. در دورانی که پلتفرم‌های دیجیتال، حسابداری زیست‌محیطی و اقتصادهای مراقبتی دسته‌بندی‌های به ارث رسیده را به چالش می‌کشند، تأکید او بر مادی بودن نظم نمادین همچنان ابزار ضروری برای فهم این است که چرا برخی شکل‌های اقتصادی گسترش می‌یابند و برخی دیگر فرو می‌پاشند.

معرفی کتاب

اثر تأثیرگذار مری تو، پاکی و خطر، ایده محوری «کثیفی یعنی ماده‌ای که جایگاهش درست نیست» را توسعه می‌دهد و باورهای آلودگی و تابوها را نه به‌عنوان مسائل بهداشتی، بلکه به‌عنوان سازوکارهایی برای حفظ نظم نمادین و اجتماعی می‌بیند. با استفاده از مثال‌هایی از کتاب لاویانیک، آیین‌های آفریقایی و دسته‌بندی‌های روزمره، مری تو نشان می‌دهد که جوامع چگونه با کنترل مرزهای دسته‌ها—پاک/ناپاک، مقدس/عارضی، داخل/خارج—همبستگی خود را حفظ می‌کنند. برای پژوهشگران اقتصاد اجتماعی، ارزش پایدار این کتاب در آشکار کردن این است که معاملات اقتصادی بر پایه تعریف فرهنگی قبلی از مشروع یا آلوده بودن شکل می‌گیرند: کالاها، کار یا جریان‌های مالی نامعمول واکنش‌های طردکننده‌ای ایجاد می‌کنند که مشابه اجتناب آیینی است و توضیح می‌دهد چرا برخی بازارها پول «ناپاک» یا کارهای نامطمئن را بد می‌دانند در حالی که دیگران را عادی جلوه می‌دهند.

 

در نمادهای طبیعی، مری تو نظریه فرهنگی شبکه-گروه خود را معرفی می‌کند، چارچوبی دو محوره که نشان می‌دهد سازمان اجتماعی چگونه ادراک، آیین‌ها و جهان‌بینی را شکل می‌دهد. بعد «گروه» قدرت مرزهای جمعی را نشان می‌دهد و بعد «شبکه» میزان سختی دسته‌بندی نقش‌ها را می‌سنجد و چهار کیهان‌شناسی ایده‌آل تولید می‌کند: سلسله‌مراتبی، فردگرایانه، برابری‌طلب و سرنوشت‌گرایانه. هر کدام نگرش‌های متفاوتی نسبت به بدن، طبیعت و اقتدار ایجاد می‌کنند که پیامدهایی برای رفتار اقتصادی دارند: سلسله‌مراتبی‌ها تخصیص ساختاری را ترجیح می‌دهند، فردگرایان رقابت بازار را ارزش می‌نهند، برابری‌طلبان بر اشتراک‌گذاری جمعی تأکید می‌کنند و سرنوشت‌گرایان از مشارکت سیستماتیک کناره‌گیری می‌کنند. این مدل ساده به تحلیل‌گران امکان می‌دهد پیش‌بینی کنند چرا مداخلات سیاستی شکست می‌خورند وقتی که کیهان‌شناسی فرهنگی زمینه‌ای که ترجیحات اقتصادی و اعتماد نهادی را فیلتر می‌کند نادیده گرفته شود.

این اثر که به‌عنوان سخنرانی‌های لوئیس هنری مورگان ارائه شد، استدلال می‌کند که شناخت اساساً جمعی است: نهادها تنها بازیگران عقلانی را محدود نمی‌کنند بلکه چارچوب‌های دسته‌بندی‌ای فراهم می‌آورند که افراد از طریق آن‌ها می‌اندیشند، به یاد می‌آورند و فراموش می‌کنند. مری تو بررسی می‌کند که چگونه شکل‌های اجتماعی پایدار—دیوان‌سالاری‌ها، بازارها، فرقه‌ها—جهان‌های فکری ثابتی از طریق قراردادها، قیاس‌ها و سیستم‌های تقصیر فراهم می‌کنند، امکان اقدام هماهنگ را می‌دهند و ناهنجاری‌هایی که انسجام را تهدید می‌کنند سرکوب می‌کنند. در زمینه اقتصادی، این کتاب توضیح می‌دهد چرا نهادهای غیررسمی مانند گروه‌های پس‌انداز چرخشی جایی که نهادهای رسمی شکست می‌خورند پابرجا می‌مانند، یا چرا استانداردهای حسابداری و حقوق مالکیت تنها زمانی پایدارند که با دسته‌بندی‌های اجتماعی تقویت‌شده از ارزش و حق مطابقت داشته باشند و پایه شناختی برای فهم تاب‌آوری و فروپاشی نهادها در اقتصادهای اجتماعی فراهم می‌کنند.