در دورانی که با شتابگیری فناوریهای نو و نفوذ فراگیر اقتصاد دیجیتال جهانی شناخته میشود، اقتصاد اجتماعی که شامل تعاونیها، بنگاههای اجتماعی، سازمانهای غیرانتفاعی و ابتکارهای جامعهمحور است در نقطهای سرنوشتساز قرار دارد. با تغییر شکل ساختارهای اقتصادی تحت تأثیر هوش مصنوعی، بلاکچین و مدلهای پلتفرمی، اقتصاد اجتماعی در حال گذار از یک حوزه محدود که بر برابری و شمول اجتماعی متمرکز بوده به یک نیروی اصلی در پیشبرد توسعه پایدار است. این دگرگونی میتواند به چالشهای جهانی همچون نابرابری، تخریب محیطزیست و شکافهای دیجیتال پاسخ دهد، هرچند پیچیدگیهایی نیز ایجاد میکند که نیازمند مدیریت دقیق هستند. بهرهگیری از فناوریهای نو این فرصت را فراهم میکند که اقتصاد اجتماعی اثرگذاری خود را افزایش دهد و رشد فراگیر را تقویت کند، آن هم در جهانی که اتصال دیجیتال تقریباً همه جنبههای زندگی اجتماعی و اقتصادی را شکل میدهد.
تعریف اقتصاد اجتماعی در بستر دیجیتال
اقتصاد اجتماعی مدتهاست که به عنوان «بخش سوم» شناخته میشود و در کنار بخشهای دولتی و خصوصی عمل میکند تا ارزش اجتماعی را بر سودآوری صرف ترجیح دهد. این بخش شامل سازمانهایی است که بر حاکمیت دموکراتیک، بازسرمایهگذاری مازاد درآمد برای منافع عمومی و ارائه راهحل برای مشکلات اجتماعی مانند فقر و بیکاری تأکید میکنند. در اقتصاد دیجیتال جهانی که در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۴ تریلیون دلار ارزشگذاری شده و معادل ۲۱ درصد تولید ناخالص داخلی جهان است، این بخش با تحولاتی عمیق روبهرو شده است. ادغام ابزارهای دیجیتال باعث شده بنگاههای اجتماعی بتوانند فعالیتهای خود را مقیاسپذیر کنند، به گروههای محروم دسترسی یابند و شیوههایی را به کار بگیرند که پیش از این قابل تصور نبودند.
اقتصاد اجتماعی از نظر تاریخی ریشه در انجمنهای یاریگر و تعاونیهایی دارد که از قرن نوزدهم شکل گرفتند، اما شکل مدرن آن به طور فزایندهای با پلتفرمهای دیجیتال پیوند خورده است. برای مثال، تعاونیهای پلتفرمی که نسخههای کارگر–مالک از مدلهای اقتصاد گیگ به شمار میروند، در برابر شرکتهایی مانند اوبر قرار میگیرند و الگوهای غیرمتمرکز توزیع منصفانه ارزش را ممکن میسازند. این گذار ماهیتی تحلیلی دارد، زیرا در حالی که نهادهای سنتی اقتصاد اجتماعی عمدتاً بر تأثیرگذاری محلی تمرکز داشتند، دیجیتالی شدن امکان دستیابی جهانی را فراهم کرده و نقش آنان را در مواجهه با مسائل فراملی همچون تغییرات اقلیمی و حذف دیجیتال تقویت میکند.
از منظر تحلیلی، رشد اقتصاد دیجیتال که انتظار میرود سه برابر سریعتر از کل اقتصاد جهانی توسعه یابد، همافزاییهای مهمی برای اقتصاد اجتماعی ایجاد کرده است. فروش تجارت الکترونیک بنگاهها از سال ۲۰۱۶ حدود شصت درصد افزایش یافته و در سال ۲۰۲۲ به بیست و هفت تریلیون دلار رسیده است که نشان میدهد تجارت دیجیتال میتواند در خدمت اهداف فراگیر قرار گیرد. با این حال، این گسترش عمدتاً در چند کشور متمرکز است و بسیاری از کشورهای در حال توسعه تنها نقش تأمینکننده داده را ایفا میکنند، وضعیتی که اهمیت نقش اقتصاد اجتماعی را در پر کردن این شکافها آشکار میسازد.
ظهور فناوریهای نو و ادغام آنها در ساختارهای موجود
فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی، بلاکچین و واقعیت گسترشیافته نه صرفاً ابزارهایی جدید بلکه نیروهایی تحولآفرین هستند که چشمانداز عملیاتی اقتصاد اجتماعی را بازسازی میکنند. هوش مصنوعی که بازار آن تا سال ۲۰۳۳ حدود چهار و هشت دهم تریلیون دلار پیشبینی شده و اندازهای معادل اقتصاد آلمان خواهد داشت، ظرفیت تحلیلهای پیشبینانه را برای تخصیص بهتر منابع در ابتکارهای اجتماعی فراهم میکند و برای بنگاههای اجتماعی میتواند زنجیرههای تأمین در کشاورزی پایدار را بهینه سازد یا محتوای آموزشی را برای گروههای حاشیهای شخصیسازی کند تا کارآمدی و اثرگذاری فعالیتها افزایش یابد.
در همین حال، فناوری بلاکچین شفافیت و اعتماد را تقویت میکند که برای نهادهای اقتصاد اجتماعی که بر همکاری ذینفعان متکی هستند امری حیاتی است. بلاکچین با امکانپذیر کردن تراکنشهای امن و غیرمتمرکز، هزینههای حواله را کاهش میدهد و این هزینهها از میانگین شش و هشتاد و نه صدم درصد به حدود چهار و یازده صدم درصد در انتقالات مبتنی بر موبایل رسیده است و همین امر به گسترش شمول مالی در مناطقی مانند جنوب صحرای آفریقا کمک میکند. این تحول در راستای روح اقتصاد اجتماعی است زیرا به تعاونیها اجازه میدهد منشأ اخلاقی مواد اولیه در زنجیرههای تأمین را رهگیری کنند و به سازمانهای غیرانتفاعی امکان میدهد توزیع کمکها را با دقت بیشتری تأیید کنند.
اقتصاد پلتفرمی نیز این فناوریها را در بستری مشترک ادغام میکند و با حرکت به سوی اَبَرفردیسازی و اکوسیستمهای دادهمحورِ مشارکتی در حال تکامل است. پلتفرمها به بنگاههای اجتماعی این امکان را میدهند که تولیدکنندگان را مستقیم به مصرفکنندگان متصل کنند و نمونه آن در بازارهای دیجیتال تجارت منصفانه مشاهده میشود. با این حال این ادغام نیازمند بررسی تحلیلی است، زیرا در حالی که پلتفرمها دسترسی به بازار را افزایش میدهند اگر ساختار حکمرانی فراگیر نباشد میتوانند نابرابریها را تشدید کنند. برای مثال، شخصیسازی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند تعامل کاربران را افزایش دهد اما اگر مجموعه دادهها نمایندگی کافی نداشته باشند ممکن است سوگیریها را بازتولید کند.
متخصصان تأکید کردهاند که تحول دیجیتال مستلزم بازاندیشی مدلهای کسبوکار فراتر از خود فناوری است و باید پیامدهای اجتماعی نیز در آن ادغام شود تا نتایج پایدار حاصل گردد. دولتها نیز در واکنش به این روند اقدام میکنند و برای نمونه لایحه اقتصاد دیجیتال و دولت الکترونیک در نیجریه با هدف ایجاد یک انقلاب GovTech تدوین شده است تا شفافیت و ارائه خدمات فراگیر را تقویت کند.
فرصتهایی برای رشد فراگیر
همگرایی فناوریهای نو و اقتصاد دیجیتال جهانی فرصتهایی بیسابقه برای اقتصاد اجتماعی ایجاد کرده است تا مسیرهای جدیدی برای رشد فراگیر فراهم شود. بنگاههای اجتماعی که در سراسر جهان حدود دویست میلیون نفر را به کار گرفتهاند و ده میلیون سازمان را شامل میشوند، جایگاهی منحصربهفرد در پیشبرد عدالت در گذارهای سبز و دیجیتال دارند. برای نمونه، پنجاه درصد بنگاههای اجتماعی توسط زنان هدایت میشوند در حالی که این رقم در کسبوکارهای سنتی تنها حدود بیست درصد است و علاوه بر این، چنین بنگاههایی احتمال بیشتری دارد که از گروههای حاشیهای نیرو جذب کنند و در منطقه جنوب صحرای آفریقا حدود هفتاد و سه درصد آنها به طور هدفمند از جوامع فقیر استخدام میکنند.
در بعد دیجیتال، این روند به گسترش دسترسی و کاهش هزینهها میانجامد. ابتکارهایی مانند «تاکی» ابزارهای آموزشی الکترونیکی را در اختیار کودکان پناهنده قرار میدهند و از فناوری تلفن همراه برای آموزش مهارتهای قرن بیست و یکم استفاده میکنند. به همین ترتیب «مپبایوماس» با بهرهگیری از فناوریهای مشارکتی روند جنگلزدایی را رصد میکند و به حفاظت محیطزیست در قارههای مختلف کمک میکند. این نمونهها نشان میدهند که ابزارهای دیجیتال چگونه ظرفیت اقتصاد اجتماعی را برای پاسخگویی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل بهویژه در حوزههای آموزش، سلامت و اقدام اقلیمی افزایش میدهند.
از منظر مالی، این بخش نزدیک به یک و نیم تریلیون دلار از طریق سرمایهگذاری تأثیرگذار بسیج میکند و مسیرهایی تازه برای جوامع کمبرخوردار میگشاید. بلاکچین و هوش مصنوعی در این زمینه نقشآفرینی میکنند زیرا زیرساختهای لازم برای پلتفرمهای خردمالی را فراهم میسازند تا موانع پیشروی جمعیتهای فاقد خدمات بانکی کاهش یابد و این جمعیتها که شمارشان در مناطقی مانند جنوب صحرای آفریقا بهواسطه فناوری موبایل کاهش چشمگیری داشته است بتوانند به خدمات مالی دسترسی داشته باشند. تحلیل این فرصت نشان میدهد که ظرفیتسازی اهمیت اساسی دارد و برنامههایی مانند «آموزش برای اشتغال» با ارائه مهارتآموزی حرفهای، چشمانداز اشتغال جوانان را در اقتصادهای دیجیتال بهبود میبخشند.
در سطح جهانی، نشستهایی مانند UNCTAD16 بر بهرهگیری از هوش مصنوعی و تجارت دیجیتال برای اتصال جوامع و کاهش شکافهای مربوط به دسترسی و مهارت تأکید دارند. در هند، شکلگیری یک اقتصاد دیجیتال حلقهبسته دامنه دسترسی به خدمات سلامت و آموزش را گسترش داده و نشان داده است که اصول اقتصاد اجتماعی چگونه میتواند در مقیاسی ملی توسعه یابد.
چالشها و مخاطرات گذار دیجیتال
با وجود فرصتهای گسترده، آینده اقتصاد اجتماعی در عصر دیجیتال با چالشهای قابل توجهی روبهرو است. رشد سریع هوش مصنوعی و مراکز داده که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ افزایشی معادل صد و شصت درصد در مصرف انرژی داشته باشند، پیامدهای زیستمحیطی جدی ایجاد میکند، زیرا مصرف برق توسط اپراتورهای بزرگ بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ تقریباً دو برابر شده است و این شدت مصرف انرژی میتواند تغییرات اقلیمی را تشدید کند و اهداف پایداری اقتصاد اجتماعی را تضعیف نماید مگر آنکه با توسعه هوش مصنوعی سبز و ادغام انرژیهای تجدیدپذیر کنترل شود.
از منظر اجتماعی، شکاف دیجیتال همچنان عمیق است، زیرا حدود دو میلیارد و ششصد میلیون نفر به اینترنت قابل اعتماد دسترسی ندارند و هفتصد و شصت میلیون نفر نیز از نعمت برق محروماند و این وضعیت خطر تشدید نابرابریها را افزایش میدهد. ظرفیت هوش مصنوعی برای تولید اطلاعات نادرست، بازتولید سوگیری و ایجاد بیثباتی شغلی بهویژه در کشورهای جنوب جهانی تهدیدی برای انسجام اجتماعی محسوب میشود و نمونهای از این نگرانیها در بازار روبهگسترش همراهان هوشمند دیده میشود که ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به پنجاه و هفت میلیارد دلار برسد و میتواند مشکلاتی مانند تنهایی و پیامدهای روانی مرتبط را تشدید کند.
از منظر اقتصادی نیز تمرکز بالای صادرات دیجیتال مانعی جدی است، زیرا کشورهای در حال توسعه تنها حدود یک تریلیون دلار از بازار پنج تریلیون دلاری را در اختیار دارند و این موضوع مشارکت جهانی اقتصاد اجتماعی را محدود میکند. ناهماهنگیهای مقرراتی و هزینههای بالای استقرار بلاکچین نیز در مناطق کممنابع مانعی برای پذیرش این فناوریهاست و روند دیجیتالیشدن را کند میکند.
در نظرات کاربران این مخاطرات برجسته شدهاند و بر ضرورت طراحی الگوریتمهای اخلاقی و توسعه زیستتندرستی دیجیتال برای مقابله با نقض حریم خصوصی و سوگیری الگوریتمی تأکید شده است. در اوگاندا با وجود آنکه تعداد مشترکان موبایل از چهل و پنج میلیون نفر فراتر رفته است دستیابی به پوشش پهنباند نود درصدی همچنان نیازمند رفع شکاف میان مناطق روستایی و شهری است.
مطالعات موردی: کاربردهای واقعی
بررسی نمونههای واقعی نشان میدهد که اقتصاد اجتماعی چگونه در حال سازگاری با شرایط جدید است. در برزیل، سامانه نظارتی مبتنی بر فناوری «مپبیوماس» توانسته است واحدهای حفاظتی را زیر پوشش قرار دهد و بدین ترتیب نوآوری اجتماعی را با حفاظت محیطزیست درهم بیامیزد و الگویی ارائه کند که در آن فناوری به تقویت مدیریت منابع طبیعی و افزایش مشارکت جوامع محلی منجر میشود. در هند، اجرای مأموریت دیجیتال که بیش از یک میلیارد نفر را با شناسههای یکتا تحت پوشش قرار داده است باعث رسمی شدن ارائه خدمات اجتماعی شده و با استفاده از سیستمهای پرداخت غیرنقدی، سطح غیررسمی بودن در اقتصاد را کاهش داده است و این روند توانسته است دسترسی عادلانهتر به خدمات عمومی را تقویت کند. (منبع)
در قطر، رویدادهایی مانند «اجلاس جهانی توسعه اجتماعی» به بررسی نقش تحول دیجیتال در اقتصادهای همبستگیمحور میپردازند و بر ضرورت شمول اجتماعی تأکید میکنند. در اوگاندا، مطالعهای که توسط GSMA انجام شده نشان میدهد فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی چگونه بر ایجاد اشتغال و بهبود ارائه خدمات اثر گذاشتهاند و این یافتهها با برنامههای ملی این کشور برای گسترش شمول دیجیتال همسو است.
در سطح جهانی نیز گزارشهای بانک توسعه آسیایی نقش هوش مصنوعی را در شکلدهی اقتصادهای دیجیتال پایدار برجسته میکنند و بر اهمیت نوآوریهای جامعهمحور تأکید دارند. این نمونهها به صورت تحلیلی نشان میدهند که موفقیت در این حوزه وابسته به همکاری چندذینفعی است و از دولتها تا جامعه مدنی باید در این فرایند مشارکت داشته باشند تا نتایجی پایدار و قابل اتکا به دست آید.
چارچوبهای سیاستی و حکمرانی
سیاستگذاری کارآمد برای آینده اقتصاد اجتماعی ضرورت بنیادی دارد و تعیین میکند این بخش چگونه میتواند در برابر تحولات دیجیتال و اقتصادی مقاومتپذیر باقی بماند. «مسیر گذار» کمیسیون اروپا چهارده حوزه اقدام را مشخص کرده است که از جمله شامل مشوقهایی برای مدلهای سبز و حمایت از نوآوری دیجیتال است و این چارچوب بیان میکند که گذار پایدار تنها زمانی ممکن است که سیاستها بتوانند میان اهداف زیستمحیطی، بهرهوری اقتصادی و ارزشهای اجتماعی پیوند برقرار کنند. در سطح ملی نیز نمونههایی مانند معافیتهای مالیاتی ایتالیا برای بنگاههایی که کارگران محروم را در ساختار خود ادغام میکنند نشان میدهد که چگونه سیاستهای مالی میتوانند انگیزههایی برای تقویت شمول اجتماعی ایجاد کنند و از بنگاههایی که در راستای منافع عمومی فعالیت میکنند حمایت بیشتری به عمل آورند.
در سطح بینالمللی، فعالیتهای آنکتاد در حوزه حکمرانی داده و ابتکار «پیمان دیجیتال جهانی» بر همکاری دیجیتال فراگیر تأکید دارد و مجموعهای از توصیهها را برای کشورها ارائه میکند که شامل تدوین چارچوبهای ملی مهارتهای دیجیتال، ایجاد محیطهای آزمون نظارتی و سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار است و این توصیهها تلاشی برای ایجاد اکوسیستم دیجیتالی است که در آن هم نوآوری تقویت شود و هم نابرابریها تشدید نشود.
در بعد تحلیلی، سیاستها باید میان نوآوری و عدالت توازن برقرار کنند و معیارهای اجتماعی را در فرایندهای تأمین و خرید دولتی وارد کنند و در عین حال با استفاده از مشارکتهای بخش دولتی و خصوصی به شکاف دیجیتال پاسخ دهند تا تضمین شود که بهرهمندی از فناوریهای نو محدود به گروههای خاص نمیماند و توسعه دیجیتال بتواند کارکردی فراگیر و عدالتمحور پیدا کند.
دیدگاههایی از متفکران برجسته
هرچند نباید بر چهرههای تاریخی بیش از اندازه تأکید کرد، اشاره به برخی چارچوبهای نظری آنان میتواند فهم عمیقتری از تحول اقتصاد اجتماعی در بستر دیجیتال فراهم کند. رویکرد توانمندسازی آمارتیا سن که توسعه را به عنوان گسترش آزادیها تعریف میکند در این زمینه اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد ابزارهای دیجیتال چگونه میتوانند دسترسی گروههای حاشیهای را افزایش دهند و امکان مشارکت مؤثرتر آنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی را فراهم سازند و این دیدگاه بر این ایده استوار است که توسعه زمانی معنا پیدا میکند که انسانها بتوانند انتخابهای معنادار بیشتری داشته باشند.
همچنین کارهای الینور اوستروم درباره حکمرانی بر منابع مشترک میتواند راهنمایی برای پلتفرمهای غیرمتمرکز در فضای دیجیتال باشد، زیرا اصول او در مورد اعتماد، خودسازماندهی و مدیریت مشارکتی کمک میکند منابع جمعی در محیطهای دیجیتالی نیز به شکلی پایدار و منصفانه اداره شوند و از مصرف بیرویه یا انحصار جلوگیری شود تا جوامع بتوانند مالکیت و کنترل بیشتری بر زیرساختهای دیجیتال خود داشته باشند.
چشمانداز آینده و ارزیابی مسیر پیشرو
با نگاهی به افق ۲۰۳۰ و سالهای پس از آن میتوان انتظار داشت که اقتصاد اجتماعی سهم قابل توجهی در شکلدهی به اقتصاد دیجیتال چرخشی داشته باشد و از طریق سیستمهایی که با کمک هوش مصنوعی بهینهسازی شدهاند به کاهش پسماندهای الکترونیکی و مدیریت بهتر مصرف انرژی کمک کند و این الگو میتواند گذار به توسعهای پایدارتر را تسریع کند. با در نظر گرفتن این واقعیت که محاسبات کوانتومی در آستانه ورود به مرحله کاربردی است میتوان پیشبینی کرد که پیشرفتهایی در حوزههایی مانند کشف دارو و مدلسازی اقلیم، اثرات اجتماعی قابل توجهی ایجاد کند البته این دستاوردها تنها زمانی مفید خواهند بود که سازوکارهای حکمرانی مانع از سوءاستفاده از این فناوریها شوند و تضمین کنند که ارزشآفرینی در خدمت منافع عمومی قرار گیرد.
برآوردها نشان میدهد که تا سال ۲۰۲۵ حدود هشتاد درصد سازمانها از سامانههای امنیت سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده خواهند کرد و این تحول میتواند تابآوری نهادهای فعال در حوزه اقتصاد اجتماعی را تقویت کند. با این حال اگر اقدام مناسبی صورت نگیرد شکافهای دیجیتال ممکن است عمیقتر شوند زیرا تنها حدود سی و شش و نه دهم درصد از پاسخدهندگان باور دارند بخش عمومی آمادگی لازم برای تحول دیجیتال را دارد و این ناهماهنگی میان سرعت تحول فناوری و میزان آمادگی نهادی میتواند مانعی جدی برای توسعه فراگیر باشد. با وجود این، چشمانداز کلی زمانی امیدوارکننده خواهد بود که چارچوبهای همکاری چندذینفعی تقویت شود و اقتصاد اجتماعی بتواند خود را به عنوان یکی از ستونهای رشد تابآور و فراگیر تثبیت کند.
در جمعبندی میتوان گفت آینده اقتصاد اجتماعی در این عصر دیجیتال وابسته به آن است که چگونه از فناوریها برای تقویت عدالت بهره گرفته شود و در عین حال مخاطرات ناشی از آنها مدیریت گردد و اگر این بخش بتواند از طریق سازگاری تحلیلی و همکاری میان دولتها، بخش خصوصی و جامعه مدنی مسیر را هدایت کند میتواند نقشی تعیینکننده در شکلگیری اقتصادی جهانی عادلانهتر ایفا کند.
برای مطالعه بیشتر، گزارش «اقتصاد دیجیتال ۲۰۲۴: شکلدهی آیندهای پایدار و فراگیر در عرصه دیجیتال» منتشرشده توسط آنکتاد پیشنهاد میشود که تحلیلی عمیق از چگونگی ایجاد توازن میان رشد دیجیتال و الزامات اجتماعی و زیستمحیطی ارائه میدهد و این گزارش میتواند برای پژوهشگران و فعالان این حوزه منبعی ارزشمند باشد.