#page.php امیل دورکیم – رسانه اقتصاد اجتماعی

کنفرانس ملـــــــی نوآوری اجتماعــــــی

(با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار:

۲۵ اسفند ۱۴۰۴

کنفرانس ملی نوآوری اجتماعی (با محوریت اقتصاد اجتماعی)

آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۴

امیل دورکیم

امیل دورکیم در پانزدهم آوریل هزار و هشتصد و پنجاه و هشت در ایپینال، لورن، فرانسه به دنیا آمد و در پانزدهم نوامبر هزار و نهصد و هفده در پاریس درگذشت. او ملیتی فرانسوی داشت و در زمینه‌های جامعه‌شناسی، فلسفه علم و آموزش فعالیت می‌کرد و بنیان‌گذار اولین دپارتمان و نشریه جامعه‌شناسی در اروپا بود.

از مهم‌ترین کتاب‌های او می‌توان به «تقسیم کار اجتماعی» (۱۸۹۳)، «قواعد روش‌شناسی جامعه‌شناسی» (۱۸۹۵)، «خودکشی» (۱۸۹۷) و «شکل‌های ابتدایی زندگی مذهبی» (۱۹۱۲) اشاره کرد.

او همچنین مؤسس و سردبیر نشریه «سالنامه جامعه‌شناسی» بود که بیش از دوازده جلد آن شامل صدها مقاله، نقد و همکاری‌های علمی اوست. علاوه بر این، مجموعه سخنرانی‌ها و آثار پس از مرگ او در زمینه اخلاق، آموزش و سوسیالیسم نیز منتشر شده است.

دورکیم در طول زندگی علمی خود در دانشگاه بوردو به تدریس علوم اجتماعی و آموزش پرداخت و سپس استاد آموزش و بعداً جامعه‌شناسی در سوربن بود.

در زندگی شخصی، او با لویی درایفوس ازدواج کرد و دو فرزند به نام‌های ماری و آندره داشت.

آناتومی اجتماعی روابط اقتصادی: تحلیل امیل دورکیم از تقسیم، تنظیم و هم‌آهنگی

در دهه‌های پایانی سده نوزدهم، همزمان با شتاب‌گیری گسترش صنعتی در سراسر اروپا و فروپاشی ساختارهای سنتی صنفی تحت فشار تولید مکانیزه و بازارهای در حال گسترش، اندیشمندی اقتصاد تخصصی را صرفاً یک فرایند فنی بی‌طرف نمی‌دانست بلکه آن را تحولی در شکل جامعه به خود تلقی می‌کرد. امیل دورکیم بررسی کرد که چگونه گسترش وظایف متمایز، سازوکارهایی را که افراد را به جمع‌های همبسته پیوند می‌دهد، بازسازی می‌کند. چارچوب نظری او برای هر تحلیل اقتصاد اجتماعی ضروری است زیرا تأکید دارد بازارها، قراردادها و روابط تولید هرگز خودتنظیم نیستند؛ این روابط در نظامی از واقعیت‌های اجتماعی قرار دارند که قدرت الزام‌آور آن‌ها از نمایندگی جمعی ناشی می‌شود نه از محاسبه فردی.

رساله دکترای دورکیم که در ۱۸۹۳ با عنوان «تقسیم کار اجتماعی» منتشر شد، با رویارویی مستقیم با روایت کلاسیک اقتصادی آغاز می‌شود. آدام اسمیت کارخانه میخ‌سازی را به عنوان نمونه‌ای از این که تخصصی شدن موجب افزایش تولید و در نتیجه رفاه عمومی می‌شود، ستوده بود. دورکیم افزایش تولید را پذیرفت اما کفایت تبیینی منطق سودگرایانه را رد کرد. او استدلال کرد پرسش واقعی جامعه‌شناختی این نیست که چرا تولید افزایش می‌یابد بلکه این است که چگونه جامعه‌ای متشکل از افراد روزافزون متفاوت، از فروپاشی جلوگیری می‌کند. پاسخ در تغییر از همبستگی مکانیکی به همبستگی ارگانیک نهفته است. در جوامع با همبستگی مکانیکی—که تقسیم کار در آن‌ها کم است—پیوند اجتماعی بر پایه شباهت استوار است: باورهای مشترک، رفتارهای روزمره تکراری و وجدان جمعی فشرده‌ای که انحراف را از طریق قانون تنبیهی مجازات می‌کند. فعالیت اقتصادی در پیوند با خویشاوندی، دین و محیط محلی باقی می‌ماند؛ صنف‌ها قیمت‌ها را تعیین، ورود را محدود و تعهدات متقابل را اعمال می‌کنند، زیرا تولید به بازتولید شباهت اجتماعی خدمت می‌کند.

با افزایش «چگالی اخلاقی»—ترکیبی از رشد جمعیت و بهبود ابزارهای ارتباطی و حمل و نقل—رقابت شدت می‌گیرد، تخصصی شدن سرعت می‌یابد و شباهت جای خود را به وابستگی متقابل می‌دهد. همبستگی ارگانیک زمانی پدیدار می‌شود که هر کارکرد تخصصی برای بقا به کارکردهای مکمل دیگر وابسته است. جایگاه جای خود را به قرارداد می‌دهد؛ قانون بازگرداننده (مدنی، تجاری، اداری) غالب می‌شود زیرا نقض یک تعهد به یک طرف خاص آسیب می‌رساند نه به وجدان جمعی کل. با این حال، این گذار نه خودکار است و نه بدون تنش. دورکیم بخشی کامل از کتاب خود را به «اشکال نابهنجار» تقسیم کار اختصاص داد و نخستین آن‌ها شکل آنومیک است. وقتی گسترش اقتصادی از توسعه هنجارهای تنظیمی پیشی می‌گیرد، نقش‌های تخصصی بدون قواعد مرتبط با روابط متقابل آن‌ها افزایش می‌یابند. تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان یکدیگر را نمی‌بینند؛ آزادی قراردادی به آزادی بی‌حد و حصر بدل می‌شود؛ خواسته‌ها بی‌پایان می‌شوند. نتیجه نه تنها ناکارآمدی بلکه آسیب ساختاری است: فقدان تنظیم اخلاقی که افراد را در معرض «بیماری بی‌نهایت»، افزایش بی‌پایان خواسته‌ها که هیچ دستاورد محدودی نمی‌تواند آن را ارضا کند، قرار می‌دهد.

این تحلیل مستقیماً به خلأ نهادی می‌پردازد که ابتکارهای معاصر اقتصاد اجتماعی تلاش می‌کنند آن را پر کنند. کارهای کوتاه‌مدت مبتنی بر پلتفرم، مدیریت الگوریتمی نیروی کار و زنجیره‌های تأمین جهانی لحظه‌ای، همان تمایز سریع و بدون تنظیمی را بازتولید می‌کنند که دورکیم توصیف کرده بود. بدون نهادهای واسطه‌ای که قادر به ایجاد هنجارهای شغلی خاص باشند—انجمن‌های حرفه‌ای، شوراهای بخش‌بندی شده، تعاونی‌های کارگری—همبستگی ارگانیک همچنان در مرحله ابتدایی باقی می‌ماند. دورکیم به‌طور مشخص پیشنهاد احیای «صنف‌ها» (به معنای قرون وسطایی، یعنی انجمن‌های اخلاقی و تنظیمی بدون امتیاز ارثی) را به عنوان راهکار نهادی ارائه داد. این نهادها رقابت را سرکوب نمی‌کنند بلکه آن را در چارچوب قواعدی قرار می‌دهند که توسط همان گروه‌هایی تولید می‌شود که وابستگی متقابل آن‌ها را تنظیم می‌کنند: قواعدی درباره آموزش، کیفیت، شفافیت قیمت‌ها و حل اختلافات. دورکیم شکل‌های پیشا‌صنعتی را رمانتیک نمی‌دید بلکه آن‌ها را نیازهای عملکردی هر جامعه‌ای می‌دانست که ساختار آن با تقسیم کار متمایز تعریف می‌شود.

نمایش تجربی این سازوکارها در کتاب «خودکشی» (۱۸۹۷) ارائه شده است. دورکیم با استفاده از آمار رسمی چندین کشور اروپایی، نرخ‌های خودکشی را به عنوان واقعیت‌های اجتماعی جدا کرد که تغییرات آن‌ها نمی‌تواند به متغیرهای روان‌شناختی یا آب‌وهوایی تقلیل یابد. دو نوع خودکشی برای جامعه‌شناسی اقتصادی به‌ویژه اهمیت دارند. خودکشی خودخواهانه زمانی افزایش می‌یابد که انسجام اجتماعی ضعیف باشد—در میان پروتستان‌ها نسبت به کاتولیک‌ها، مجردها نسبت به متأهل‌ها، و شهرنشینان جهان‌دوست نسبت به جوامع روستایی—زیرا وجدان جمعی دیگر معنا و تفسیر کافی برای مقابله با بحران‌های فردی ارائه نمی‌دهد. خودکشی آنومیک در دوره‌های تغییر اقتصادی ناگهانی افزایش می‌یابد: رونق‌های ناگهانی که انتظارات را بزرگ می‌کند، رکودهای ناگهانی که آن‌ها را نابود می‌کند، یا مقررات‌زدایی مزمن در صنعتی شدن سریع. هر دو شکل نشان می‌دهند که موقعیت اقتصادی هرگز صرفاً یک متغیر مادی نیست؛ بلکه توسط چگالی و قدرت تنظیمی روابط اجتماعی میانجی‌گری می‌شود. در توسعه‌ای مدرن، می‌توان به خودکشی یا بحران‌های سلامت روان میان کارگران با اشتغال نامطمئن در بخش‌های خدماتی بدون مقررات پرداخت: الگوی آماری تکرار می‌شود اما سازوکار بنیادی—انسجام و تنظیم ناکافی—یکسان باقی می‌ماند.

از نظر روش‌شناختی، کتاب «قواعد روش‌شناسی جامعه‌شناسی» (۱۸۹۵) ابزار لازم برای آزمون‌پذیری این ادعاها را فراهم می‌کند. واقعیت‌های اجتماعی باید «به عنوان چیزها» در نظر گرفته شوند: بیرون از فرد، دارای قدرت الزام‌آور و قابل توضیح تنها با سایر واقعیت‌های اجتماعی. بنابراین جامعه‌شناس ابتدا پدیده‌ها را بر اساس ویژگی‌های مورفولوژیکی آن‌ها (حجم، چگالی، ترکیب جمعیت اجتماعی) طبقه‌بندی می‌کند و سپس زنجیره‌های علّی را دنبال می‌کند. مقایسه میان جوامع یا دوره‌های تاریخی جایگزین بررسی درون‌فردی می‌شود. این رویکرد مستقیماً با تقلیل پدیده‌های اقتصادی به ترجیحات فردی یا سود تجمعی مقابله می‌کند. یک قرارداد تنها بیان دو اراده نیست؛ بلکه واقعیت اجتماعی‌ای است که نیروی الزام‌آور آن از بازنمایی‌های جمعی عدالت، دادگری و مجازات ناشی می‌شود. وقتی این بازنمایی‌ها تضعیف می‌شوند، حتی عاملان کاملاً عقلانی خود را در بازارهای آنومیک می‌یابند که در آن حداکثرسازی کوتاه‌مدت همکاری بلندمدت را تضعیف می‌کند.

کارهای بعدی دورکیم درباره دین، زیرساخت نمادین زندگی اقتصادی را روشن‌تر می‌کند. در کتاب «شکل‌های ابتدایی زندگی مذهبی» (۱۹۱۲)، او نشان می‌دهد که تمایز میان مقدس و غیرمقدس نه الهیاتی بلکه جامعه‌شناختی است: مقدس هر چیزی است که گروه آن را متمایز می‌کند و با شور و شعف جمعی احاطه می‌کند. ارزش اقتصادی خود نیز می‌تواند از این منظر تحلیل شود. پول، برندها یا نظام‌های مالکیت فکری زمانی وضعیت مقدس پیدا می‌کنند که به اشیای آیینی جمعی و سرمایه‌گذاری اخلاقی تبدیل شوند. بحران‌های مشروعیت در بازارهای مالی—فرار سرمایه، حباب‌ها، از دست رفتن اعتماد—اغلب با نقض ناگهانی نمادهای پیش‌تر مصون مشاهده می‌شوند. برعکس، بخش اقتصاد اجتماعی (تعاونی‌ها، مؤسسات متقابل، کشاورزی با حمایت جامعه) آگاهانه فعالیت اقتصادی را در چارچوب بازنمایی‌های جمعی جدید همبستگی و سرنوشت مشترک بازمی‌نشاند و اشیای مقدس خود را می‌آفریند: اصل یک‌عضو-یک‌رأی، ذخیره غیرقابل تقسیم و تعهد به توسعه منطقه‌ای.

در طول زندگی علمی خود، دورکیم تأکید داشت که اخلاق یک فضیلت خصوصی نیست بلکه نظامی از تعهدات و آرمان‌های تولیدشده اجتماعی است. قراردادهای اقتصادی، روابط دستمزدی و حقوق مالکیت بنابراین واقعیت‌های اخلاقی هستند که پایداری آن‌ها به وجدان جمعی زیربنایی بستگی دارد. وقتی این وجدان تکه‌تکه شود، تکیه بر اخلاق فردی یا قانون‌گذاری دولتی کافی نیست؛ آنچه لازم است تولید مداوم نهادهای اخلاقی واسطه است که ریشه در گروه‌های شغلی دارند. این بینش پایه بسیاری از طراحی‌های نهادی در اقتصادهای اجتماعی-بازاری اروپا و به رسمیت شناختن قانونی بنگاه‌های اجتماعی را تشکیل می‌دهد: نه به عنوان افزونه‌های خیریه بلکه به عنوان مکانیزم‌هایی برای تولید همان هنجارهای تنظیمی که از انحراف آنومیک جلوگیری می‌کنند.

هزینه شخصی جنگ جهانی اول—به ویژه مرگ پسرش آندره در جبهه—زندگی دورکیم را پیش از تکمیل رساله برنامه‌ریزی‌شده او درباره اخلاق پایان داد. با این حال، مجموعه آثار او تشخیص منسجمی برای هر جامعه‌ای ارائه می‌دهد که تجربه تمایز سریع بدون توسعه نهادی همزمان را دارد. در عصر پلتفرم‌های دیجیتال که قدرت هماهنگی را متمرکز و مسئولیت تنظیمی را پراکنده می‌کنند، زنجیره‌های ارزش جهانی که وابستگی متقابل را افزایش و ظرفیت تولید هنجار محلی را کاهش می‌دهند و بازارهای کار که انعطاف‌پذیری را بر هویت شغلی ترجیح می‌دهند، دسته‌بندی‌های دورکیم همچنان قدرت پیش‌بینی دارند. پرسشی که او در ۱۸۹۳ مطرح کرد هنوز معتبر است: آیا همبستگی ارگانیک می‌تواند آگاهانه برقرار شود یا تقسیم کار به تولید آسیب‌های خود ادامه خواهد داد تا زمانی که شکل‌های جدیدی از چگالی اخلاقی—حرفه‌ای، بخشی، منطقه‌ای—پدیدار شوند و آن را تنظیم کنند؟

برای پژوهشگران و فعالان اقتصاد اجتماعی، درس ساختاری است نه نصیحتی. شبکه‌های تعاونی، حکومت‌داری چندذینفعی و چانه‌زنی در سطح بخش، ترجیحات اخلاقی نیستند؛ بلکه ضرورت‌های مورفولوژیک هستند اگر گذار به تمایز بالاتر بخواهد از انومیه مزمن اجتناب کند. دورکیم نقشه اجرایی ارائه نکرد، اما چارچوب مفهومی برای شناسایی زمان‌هایی که نظم اقتصادی از پوشش اجتماعی خود جلو زده و طراحی بافت‌های تنظیمی لازم برای بازگرداندن تعادل عملکردی فراهم می‌کند. از این منظر، آثار او کمتر به عنوان بنای تاریخی و بیشتر به عنوان راهنمای عملی برای هر پروژه‌ای عمل می‌کند که اقتصاد را به عنوان زیرسیستم جامعه می‌بیند نه حاکم مطلق آن.

معرفی کتاب

اولین کتاب مهم دورکیم که در اصل رساله دکترای او بود، بررسی می‌کند که چگونه تخصصی شدن فزاینده وظایف در جوامع صنعتی مدرن انسجام اجتماعی را تغییر می‌دهد. او «همبستگی مکانیکی» که بر اساس باورها و شباهت‌های مشترک در جوامع پیشا‌صنعتی شکل می‌گیرد را با «همبستگی ارگانیک» که از وابستگی متقابل نقش‌های متمایز در اقتصادهای پیشرفته ناشی می‌شود، مقایسه می‌کند. این اثر استدلال می‌کند که افزایش تقسیم کار بهره‌وری را بالا می‌برد اما اگر هنجارهای اخلاقی و تنظیمی با تغییرات اقتصادی همگام نشوند، خطر فروپاشی «آنومیک» وجود دارد و تأکید می‌کند که ساختارهای اقتصادی از نیروهای اخلاقی جمعی جداشدنی نیستند و صرفاً محصول فرد یا بازار نیستند.

در این مطالعه تجربی پیشگامانه، دورکیم با استفاده از داده‌های آماری کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که نرخ خودکشی واقعیت‌های اجتماعی هستند که تحت تأثیر سطح انسجام و تنظیم جامعه قرار دارند و صرفاً روان‌شناسی فردی نیستند. او چهار نوع خودکشی را شناسایی می‌کند—خودخواهانه (انسجام کم)، ایثارگرانه (انسجام بیش از حد)، آنومیک (تنظیم ناکافی در دوران بحران اقتصادی) و سرنوشت‌گرایانه (تنظیم بیش از حد)—و توجه ویژه‌ای به این دارد که چگونه تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی باعث ایجاد آنومی می‌شوند و نرخ خودکشی در گروه‌های بدون تنظیم یا با انسجام ضعیف افزایش می‌یابد. این کتاب پایه جامعه‌شناسی کمی باقی مانده و نشان می‌دهد که حتی خصوصی‌ترین رفتارها نیز بازتاب شرایط ساختاری گسترده‌تر هستند.

آخرین کتاب مهم دورکیم به بررسی توتم‌گرایی در جوامع بومیان استرالیا می‌پردازد تا نظریه‌ای عمومی از دین به عنوان پدیده‌ای اساساً اجتماعی ارائه دهد. او استدلال می‌کند که باورها و آیین‌های مذهبی بازتاب واقعیت‌های ماورایی نیستند بلکه وجدان جمعی گروه را بیان و تقویت می‌کنند و تمایز میان مقدس و غیرمقدس از خود جامعه نشأت می‌گیرد. نمادهای مقدس و شور جمعی وحدت اجتماعی، آرمان‌های اخلاقی و حتی دسته‌بندی‌های فکری مانند زمان، مکان و علیت را تولید می‌کنند و نشان می‌دهند که دین—و به تبع آن بسیاری از ابعاد فرهنگی و نمادین زندگی اقتصادی و اجتماعی—افراد را در جامعه‌ای اخلاقی فراتر از صرف سودمندی یا باور فردی به هم پیوند می‌دهد.