
مقدمه
در پهنه تاریخ معاصر اقتصاد سیاسی، شیلی به عنوان یک آزمایشگاه زنده برای آزمون ایدههای اقتصادی مدرن ظاهر شده است که در آن تقابل ایدئولوژیها، ساختارهای اجتماعی و نیروهای قدرت به گونهای درهم تنیده شدهاند که درک پیچیدگیهای نظام سرمایهداری جهانی را ممکن میسازد. این کشور آمریکای جنوبی، که از اوایل قرن بیستم با وابستگی به صادرات مواد خام مانند مس و نیترات دست و پنجه نرم میکرد، در دهههای میانی قرن گذشته به صحنهای تبدیل شد که در آن مدلهای اقتصادی متنوع از سوسیالیسم دموکراتیک تا نئولیبرالیسم افراطی مورد آزمون قرار گرفتند. این آزمایشها نه تنها نتیجه تصمیمگیریهای داخلی بودند بلکه تحت تاثیر جریانهای جهانی مانند جنگ سرد، ایدئولوژیهای دانشگاهی آمریکایی و تحولات اجتماعی ناشی از نابرابریهای ساختاری شکل گرفتند. در این مقاله، شیلی را نه به عنوان یک مورد منفرد بلکه به عنوان آینهای برای بررسی پیوندهای عمیق میان اقتصاد، تاریخ و جامعه تحلیل خواهیم کرد و نشان خواهیم داد که چگونه این کشور به نمادی از چالشهای اقتصاد مدرن تبدیل شده است که در آن رشد اقتصادی با هزینههای اجتماعی سنگین همراه بوده و اعتماد اجتماعی به عنوان عنصری کلیدی در پایداری نظامهای اقتصادی نقش ایفا کرده است. با نگاهی بینارشتهای که تاریخ اندیشه اقتصادی را با جامعهشناسی تاریخی و فلسفه اجتماعی درهم میآمیزد، تلاش خواهیم کرد تا لایههای پنهان این آزمایش را آشکار سازیم و نشان دهیم که اقتصاد مدرن بیش از آنکه یک علم خنثی باشد، محصول تعاملات قدرت و ایدئولوژی است که در بستر تاریخی خاص خود معنا مییابد.
زمینههای تاریخی شکلگیری آزمایش اقتصادی در شیلی
تاریخ اقتصادی شیلی را نمیتوان بدون بررسی ریشههای استعماری و وابستگی آن به اقتصاد جهانی فهمید که از دوران استعمار اسپانیایی آغاز شده و در قرن نوزدهم با استقلال و ورود به بازارهای جهانی تعمیق یافته است. در اوایل قرن بیستم، شیلی به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان نیترات جهان شناخته میشد که این وابستگی به مواد خام نه تنها اقتصاد را آسیبپذیر میکرد بلکه ساختارهای اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار میداد و منجر به شکلگیری طبقهای از کارگران معدنی میشد که اعتراضات آنان در دهههای ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ پایههای جنبشهای کارگری را استوار ساخت. این دوره با بحران بزرگ اقتصادی ۱۹۲۹ همزمان شد که شیلی را به سمت سیاستهای جایگزینی واردات سوق داد و مدل توسعهای را شکل داد که بر صنعتیسازی داخلی تاکید داشت و در آن دولت نقش محوری ایفا میکرد. اما این مدل، که الهامگرفته از ایدههای کینزی و توسعهگرایی آمریکای لاتین بود، با چالشهای ساختاری روبرو شد زیرا نابرابریهای اجتماعی را کاهش نداد و اعتماد میان طبقات مختلف جامعه را تقویت نکرد بلکه برعکس، شکاف میان نخبگان شهری و کارگران روستایی را عمیقتر کرد. در این بستر، پروژه شیلی که توسط دانشگاه شیکاگو در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، به عنوان یک سرمایهگذاری ایدئولوژیک ظاهر گردید که هدف آن تربیت اقتصاددانانی بود که بتوانند مدل نئولیبرال را در برابر تهدید سوسیالیسم پیاده کنند. این پروژه، که بخشی از استراتژی جنگ سرد آمریکا بود، نشاندهنده پیوند عمیق اقتصاد با قدرت ژئوپلیتیک است و یادآور میشود که آزمایشهای اقتصادی اغلب نتیجه روندهای تاریخی جهانی هستند که در آن ایدئولوژیهای دانشگاهی به ابزارهای سیاسی تبدیل میشوند و جامعه را به عنوان آزمایشگاهی برای آزمون این ایدهها در نظر میگیرند.
دوران آلنده: تلاش برای سوسیالیسم دموکراتیک و چالشهای آن
با انتخاب سالوادور آلنده در سال ۱۹۷۰، شیلی وارد مرحلهای شد که در آن سوسیالیسم دموکراتیک به عنوان پاسخی به نابرابریهای ساختاری آزمایش گردید و این دوره را میتوان به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد سیاسی آمریکای لاتین دانست. آلنده، که تحت تاثیر ایدههای مارکسیستی و توسعهگرایی قرار داشت، سیاستهایی مانند ملیسازی معادن مس و اصلاحات ارضی را پیگیری کرد که هدف آنان توزیع مجدد ثروت و تقویت اعتماد اجتماعی از طریق مشارکت عمومی بود. این رویکرد، که ریشه در فلسفه اجتماعی قرن نوزدهم داشت و الهامگرفته از اندیشمندانی مانند کارل مارکس و جان استوارت میل بود، تلاش میکرد تا اقتصاد را نه به عنوان یک مکانیسم خنثی بلکه به عنوان ابزاری برای عدالت اجتماعی در نظر بگیرد. با این حال، چالشهای این مدل نشاندهنده پیچیدگیهای اجرای سوسیالیسم در بستری سرمایهداری جهانی بود زیرا تورم فزاینده، کمبود کالا و مخالفتهای داخلی و خارجی منجر به بحران اقتصادی شد که اعتماد اجتماعی را فرسایش داد. مثال تاریخی کوبا در دهه ۱۹۶۰، که آلنده از آن الهام میگرفت، نشان میدهد که چنین آزمایشهایی اغلب با مقاومتهای ساختاری روبرو میشوند و نمیتوان آنها را بدون توجه به روابط قدرت جهانی تحلیل کرد. در شیلی، این دوره نه تنها یک شکست اقتصادی بود بلکه بحران اعتماد اجتماعی را برجسته کرد زیرا طبقات متوسط احساس میکردند که سیاستهای توزیعگرا امنیت آنان را تهدید میکند و این امر زمینه را برای دخالت خارجی فراهم ساخت. بنابراین، دوران آلنده را باید به عنوان نتیجه یک روند تاریخی دید که در آن تلاش برای اقتصاد اجتماعی با محدودیتهای ساختاری برخورد کرد و نشان داد که اقتصاد سیاسی بدون توجه به لایههای اجتماعی نمیتواند پایدار بماند.
کودتا و ظهور پسران شیکاگو: پیادهسازی نئولیبرالیسم خالص
کودتای نظامی ۱۹۷۳ به رهبری آگوستو پینوشه، که با حمایت ایالات متحده همراه بود، شیلی را به آزمایشگاهی برای نئولیبرالیسم تبدیل کرد و این تحول را میتوان به عنوان نقطه اوج تقابل ایدئولوژیک در جنگ سرد دانست. Chicago Boys، گروهی از اقتصاددانان شیلیایی آموزشدیده در دانشگاه شیکاگو تحت تاثیر میلتون فریدمن و فردریش هایک، مدل اقتصادی را پیاده کردند که بر خصوصیسازی، کاهش نقش دولت و آزادسازی بازار تاکید داشت و این مدل را به عنوان درمانی برای بحرانهای قبلی معرفی کردند. این رویکرد، که ریشه در تاریخ اندیشه اقتصادی لیبرال کلاسیک داشت، اقتصاد را به عنوان یک سیستم خودتنظیم در نظر میگرفت که در آن کارایی بازار اعتماد اجتماعی را جایگزین میکند اما در عمل، این آزمایش با سرکوب سیاسی همراه بود و نشان داد که نئولیبرالیسم اغلب نیازمند ساختارهای اقتدارگرا برای پیادهسازی است. مثال مفهومی شوک درمانی، که بعدها در روسیه دهه ۱۹۹۰ تکرار شد، یادآور میشود که چنین مدلهایی نه تنها اقتصادی بلکه اجتماعی هستند و منجر به بازسازی روابط قدرت میشوند. در شیلی، خصوصیسازی گسترده شرکتهای دولتی و اصلاحات بازنشستگی، رشد اقتصادی را در دهه ۱۹۸۰ به همراه داشت اما این رشد بر پایه نابرابریهای ساختاری بنا شده بود و اعتماد اجتماعی را از میان برد زیرا کارگران و طبقات پایین احساس میکردند که منافع آنان فدای کارایی بازار شده است. بنابراین، این دوره را باید به عنوان نتیجه یک روند تاریخی و ساختاری دید که در آن اقتصاد سیاسی نئولیبرال به عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت عمل کرد و پیچیدگیهای آن را نمیتوان با سادهانگاری به موفقیت اقتصادی محدود کرد.
تاثیرات اقتصادی و اجتماعی: رشد و نابرابری
پیادهسازی نئولیبرالیسم در شیلی منجر به رشد اقتصادی قابل توجهی شد که این کشور را به یکی از ثروتمندترین اقتصادهای آمریکای لاتین تبدیل کرد اما این رشد با هزینههای اجتماعی سنگینی همراه بود که لایههای پنهان اقتصاد مدرن را آشکار میسازد. از دهه ۱۹۹۰، با بازگشت به دموکراسی، دولتهای چپ میانه تلاش کردند تا مدل نئولیبرال را با سیاستهای اجتماعی تعدیل کنند اما ساختارهای اساسی مانند سیستم آموزشی خصوصی و بهداشت مبتنی بر بازار باقی ماندند و این امر نابرابری را تداوم بخشید. مثال تاریخی انگلستان در دوران تاچر، که الهامبخش Chicago Boys بود، نشان میدهد که چنین مدلهایی اغلب منجر به قطبیسازی اجتماعی میشوند و اعتماد میان طبقات را کاهش میدهند زیرا رشد اقتصادی به نفع نخبگان متمرکز میشود. در شیلی، شاخص جینی نابرابری درآمدی همچنان بالا باقی ماند و این امر بحرانهای اجتماعی مانند اعتراضات دانشجویی ۲۰۱۱ را به وجود آورد که در آن جوانان علیه سیستم آموزشی نابرابر قیام کردند. از منظر جامعهشناسی تاریخی، این تاثیرات را باید به عنوان نتیجه روندهای ساختاری دید که در آن اقتصاد اجتماعی نادیده گرفته شده و قدرت اقتصادی به ابزار سلطه تبدیل شده است. بنابراین، تحلیل این دوره نشان میدهد که اقتصاد مدرن بدون توجه به ابعاد اجتماعی نمیتواند پایدار باشد و پیچیدگیهای آن نیازمند رویکردی بینارشتهای است که تاریخ، جامعه و قدرت را درهم آمیزد.
بحران اعتماد اجتماعی و اعتراضات معاصر
در دهههای اخیر، شیلی با بحران اعتماد اجتماعی روبرو شده است که اعتراضات گسترده ۲۰۱۹ را میتوان به عنوان نقطه اوج آن دانست و این بحران را باید نتیجه انباشت نابرابریهای ساختاری در مدل نئولیبرال دید. افزایش قیمت بلیت مترو به عنوان جرقهای عمل کرد اما ریشههای عمیقتر در سیستم بازنشستگی ناکارآمد، آموزش گران و بهداشت نابرابر نهفته بود که اعتماد شهروندان به نهادهای اقتصادی را فرسایش داد. این اعتراضات، که با خشونت پلیس همراه شد، نشاندهنده شکست مدل نئولیبرال در ایجاد انسجام اجتماعی بود و یادآور میشود که اقتصاد سیاسی بدون اعتماد اجتماعی نمیتواند دوام بیاورد. مثال مفهومی بحران مالی ۲۰۰۸ در ایالات متحده، که منجر به جنبش اشغال وال استریت شد، پیوندهای مشابهی را برجسته میکند و نشان میدهد که چنین بحرانهایی نتیجه روندهای تاریخی هستند که در آن بازارها اولویت بر جامعه میگیرند. در شیلی، تلاش برای بازنویسی قانون اساسی در سالهای پس از ۲۰۱۹، که با همهپرسی ۲۰۲۲ رد شد، پیچیدگیهای انتقال به مدلهای فراگیرتر را نشان داد و تاکید کرد که تغییرات اقتصادی نیازمند بازسازی روابط قدرت و اعتماد اجتماعی است. بنابراین، این دوره را باید به عنوان درسی برای اقتصاد مدرن دید که در آن مفاهیم اقتصاد اجتماعی و اعتماد به عنوان عناصر کلیدی ظاهر میشوند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
تحلیل اقتصاد سیاسی: درسهایی برای اقتصاد مدرن
از منظر اقتصاد سیاسی، شیلی به عنوان آزمایشگاهی برای اقتصاد مدرن درسهای ارزشمندی ارائه میدهد که در آن پیوند اقتصاد با تاریخ، جامعه و قدرت برجسته است و نشان میدهد که مدلهای اقتصادی خالص اغلب با واقعیتهای اجتماعی برخورد میکنند. نئولیبرالیسم شیلی، که زمانی به عنوان الگویی برای جهان سوم معرفی میشد،如今 با چالشهای ساختاری روبرو است که رشد را با نابرابری همراه کرده و اعتماد اجتماعی را تضعیف نموده است. این تحلیل، که ریشه در فلسفه اجتماعی هابرماس و بوردیو دارد، تاکید میکند که اقتصاد را نمیتوان جدا از زمینههای فرهنگی و تاریخی بررسی کرد و پیچیدگی پدیدهها ایجاب میکند که از قطعیتهای سادهانگارانه پرهیز کنیم. مثال بینارشتهای آرژانتین در دهه ۲۰۰۰، که مدل نئولیبرال را با سیاستهای پوپولیستی جایگزین کرد، نشان میدهد که آزمایشهای اقتصادی اغلب چرخهای هستند و نیازمند تعادل میان کارایی و عدالت میباشند. در شیلی، تحولات اخیر مانند انتخاب گابریل بوریچ در ۲۰۲۱، تلاش برای ادغام اقتصاد اجتماعی با مدل موجود را نشان میدهد اما چالشهای ساختاری همچنان باقی است و این امر یادآور میشود که اقتصاد مدرن نیازمند رویکردی صاحب فکر است که لایههای پنهان قدرت را آشکار سازد.
جمعبندی
شیلی به عنوان آزمایشگاهی برای اقتصاد مدرن، روایتی پیچیده از تقابل ایدئولوژیها، تحولات تاریخی و چالشهای اجتماعی ارائه میدهد که در آن رشد اقتصادی با هزینههای سنگین همراه بوده و درسهایی برای جهان معاصر دارد. این کشور نشان داد که اقتصاد سیاسی بدون توجه به اعتماد اجتماعی و ابعاد تاریخی نمیتواند پایدار بماند و پیچیدگیهای آن ایجاب میکند که رویکردهایی بینارشتهای اتخاذ شود. در نهایت، شیلی نه تنها یک مورد مطالعاتی است بلکه آینهای برای بررسی بحرانهای جهانی اقتصاد مدرن که در آن قدرت، جامعه و ایدئولوژی درهم تنیدهاند.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
برای تعمیق درک از تحولات اقتصادی شیلی و پیوندهای آن با اقتصاد سیاسی جهانی، مطالعه منابع زیر پیشنهاد میشود که هر کدام لایههای متفاوتی از این آزمایش را بررسی میکنند. نخست، کتاب «پروژه شیلی: داستان Chicago Boys و سقوط نئولیبرالیسم» نوشته سباستیان ادواردز (انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۲۳) که با نگاهی تحلیلی به نقش اقتصاددانان شیکاگو در پیادهسازی مدل نئولیبرال میپردازد و downfall آن را در بستر اجتماعی تحلیل میکند. دوم، «اقتصاددانان پینوشه: سیاستهای دانشگاه شیکاگو در شیلی» نوشته خوان گابریل والدس (انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۵، ویرایش بهروز ۲۰۲۲) که با بررسی اسناد تاریخی، ریشههای ایدئولوژیک این آزمایش را آشکار میسازد. سوم، «دکترین شوک: ظهور سرمایهداری فاجعه» نوشته نائومی کلاین (انتشارات پیکادور، ۲۰۰۷، ویرایش جدید ۲۰۲۴) که شیلی را به عنوان مثالی از کاربرد شوک درمانی در اقتصاد سیاسی بررسی میکند و پیوندهای آن با قدرت جهانی را برجسته میسازد. چهارم، مقاله «چه مشکلی با شیلی است؟» نوشته در مجله امور آمریکایی (۲۰۲۳) که تحولات اخیر و بحرانهای اجتماعی را با نگاهی انتقادی تحلیل میکند و درسهایی برای مدلهای اقتصادی معاصر ارائه میدهد.