
در عصری که با چالشهای فزاینده زیستمحیطی، افزایش نابرابریهای اجتماعی و تحولات فناوری مخرب شناخته میشود، اقتصاد اجتماعی بهعنوان نیرویی تحولآفرین در پیشبرد توسعه پایدار و بازسازی چارچوبهای اقتصادی جوامع مدرن برجسته میشود. این بخش که شامل تعاونیها، شرکتهای اجتماعی، سازمانهای مشارکتی و غیرانتفاعی است، بر اصولی استوار است که رفاه جمعی، حفاظت از محیط زیست و توزیع عادلانه منابع را بر سودمحوری صرف ترجیح میدهد. با جاگذاری ارزشهای اجتماعی در فعالیتهای اقتصادی، اقتصاد اجتماعی کاستیهای مدلهای سنتی سرمایهداری را جبران میکند و تابآوری جوامع در مواجهه با تغییرات اقلیمی، شکافهای دیجیتال و ناپایداری اقتصادی را تقویت مینماید. در شرایطی که رهبران جهانی با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد دست و پنجه نرم میکنند، اقتصاد اجتماعی ابزارهای عملی برای رشد فراگیر، ایجاد اشتغال و نوآوری ارائه میدهد که اقتصادها را بازسازی میکنند و در عین حال اطمینان میدهند هیچ کس پشت سر گذاشته نشود.
تعریف اقتصاد اجتماعی
اقتصاد اجتماعی به طیف متنوعی از سازمانها و بنگاهها اشاره دارد که کارایی اقتصادی را با اهداف اجتماعی ترکیب میکنند. برخلاف کسبوکارهای سنتی که صرفاً بر بازدهی سهامداران تمرکز دارند، این نهادها بر حاکمیت دموکراتیک، مشارکت داوطلبانه و سرمایهگذاری مجدد مازادها برای دستیابی به منافع گستردهتر اجتماعی تأکید دارند. بهعنوان نمونه، تعاونیهای کشاورزی به کشاورزان امکان میدهند منابع خود را برای دسترسی بهتر به بازارها تجمیع کنند، در حالی که شرکتهای اجتماعی به مسائل مانند کاهش فقر از طریق مدلهای کسبوکار نوآورانه میپردازند.
این تعریف ریشههای تاریخی خود را در جوامع کمک متقابل دارد و به اشکال معاصر که توسط نهادهای بینالمللی شناخته شدهاند گسترش مییابد. سازمان ملل متحد در قطعنامه خود در سال ۲۰۲۳ درباره ترویج اقتصاد اجتماعی و همبستگی (SSE) به پتانسیل آن در توسعه پایدار تأکید میکند. نهادهای SSE بر اصول خودگردانی و کمک متقابل عمل میکنند و ارزشی خلق میکنند که فراتر از شاخصهای مالی است.
از منظر تحلیلی، اقتصاد اجتماعی با جاگذاری فعالیتهای اقتصادی در بسترهای اجتماعی، پارادایم نئولیبرالی را به چالش میکشد، همانگونه که نظریهپردازانی مانند کارل پولانی در مفهوم «اقتصاد در بستر» خود مطرح کردهاند. پولانی بر این باور بود که بازارها باید خدمتگزار جامعه باشند، نه اینکه آن را تحت سلطه خود قرار دهند، دیدگاهی که با نحوهای که سازمانهای اقتصاد اجتماعی ناکارآمدیهای بازار را کاهش میدهند همخوانی دارد.
تکامل تاریخی اقتصاد اجتماعی
ریشههای اقتصاد اجتماعی به قرن نوزدهم بازمیگردد، در دوران آشفتگیهای اجتماعی انقلاب صنعتی. تعاونیهای اولیه، مانند پیشگامان راچدیل در انگلستان (۱۸۴۴)، بهعنوان پاسخی به بهرهکشی شکل گرفتند و از طریق مالکیت جمعی، کالاهای مقرونبهصرفه و دستمزدهای عادلانه را فراهم میکردند.
در طول قرن بیستم، این بخش همگام با شکلگیری دولتهای رفاه رشد کرد. در اروپا، بازسازی پس از جنگ جهانی دوم با ظهور بیمههای مشارکتی و اتحادیههای اعتباری همراه بود که اقتصادها را در دوران بحران تثبیت میکردند. در مناطق در حال توسعه مانند آمریکای لاتین، جنبشهای مردمی تعاونیهایی ایجاد کردند تا با فقر و نابرابری زمین مقابله کنند.
تا اواخر قرن بیستم، پیامدهای منفی جهانیسازی، مانند از دست رفتن مشاغل، باعث احیای این بخش شد. دهه ۱۹۹۰ شاهد شکلگیری رسمی شرکتهای اجتماعی بود که مهارتهای کسبوکاری را با مأموریتهای اجتماعی ترکیب میکردند. امروزه، با بیش از ده میلیون شرکت اجتماعی در سراسر جهان که تریلیونها دلار درآمد ایجاد میکنند، این بخش به نیرویی جهانی و بالغ تبدیل شده است.
از منظر تحلیلی، این تکامل نشاندهنده انتقال از استراتژیهای واکنشی برای بقا به عوامل فعال تغییر است که ضمن تطبیق با نیازهای جامعه، بر سیاستگذاری نیز تأثیر میگذارند.
مشارکت اقتصاد اجتماعی در توسعه پایدار
توسعه پایدار مستلزم ایجاد تعادل میان رشد اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و عدالت اجتماعی است، همانطور که در اهداف توسعه پایدار (SDGs) مطرح شده است. اقتصاد اجتماعی در این زمینه پیشتاز است، زیرا مدلهایی را ترویج میدهد که ضمن کاهش اثرات زیستمحیطی، انسجام اجتماعی را نیز تقویت میکنند.
از منظر محیط زیستی، نهادهای اقتصاد اجتماعی و همبستگی در اجرای اصول اقتصاد چرخشی پیشرو هستند. بهعنوان مثال، تعاونیهای فعال در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در پروژههای خورشیدی و بادی سرمایهگذاری میکنند که دسترسی عمومی به انرژی پاک را امکانپذیر میسازد و اثرات تبعیضآمیز تغییرات گسترده شرکتهای بزرگ را خنثی میکند.
از منظر اجتماعی، این نهادها نابرابریهایی را که توسط جهانیسازی تشدید شدهاند، کاهش میدهند. با ایجاد اشتغال برای گروههای حاشیهنشین، از جمله زنان، جوانان و جمعیتهای روستایی، این سازمانها مشارکت اجتماعی را تقویت میکنند. گزارش سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که اقتصاد اجتماعی و همبستگی با نوآوری در راهحلهای فناوری مقرونبهصرفه، جوامع تابآور در مواجهه با تغییرات زیستمحیطی و دیجیتال ایجاد میکند.
از نظر اقتصادی، این بخش به ثبات کمک میکند. با گردش مالی جهانی بیش از ۲ تریلیون دلار و اشتغال برای ۲۰۰ میلیون نفر، اقتصاد اجتماعی در برابر رکودها مقاومت ایجاد میکند، زیرا بر پایداری بلندمدت به جای منافع کوتاهمدت تمرکز دارد. این رویکرد با نظریه توانمندیهای آمارتیاسن همخوانی دارد که توسعه را گسترش آزادیهای انسانی و نه صرفاً رشد تولید ناخالص داخلی میداند.
در زمینههای صلحمحور، اقتصاد اجتماعی با ایجاد اعتماد از طریق اقدامات جمعی، چرخههای تعارض را میشکند. در مناطق پس از جنگ، تعاونیها اقتصادها را بازسازی میکنند و آشتی و صلح پایدار را ترویج میدهند.
بازسازی اقتصادی از طریق مدلهای اقتصاد اجتماعی
بازسازی اقتصادی به احیای ساختارهای راکد و اغلب پس از بحران یا در مناطق رو به افول اشاره دارد. اقتصاد اجتماعی با تزریق نوآوری و شمول اجتماعی به سیستمهای سنتی این روند را هدایت میکند.
در مناطق شهری، شرکتهای اجتماعی با بازتخصیص زیرساختهای متروکه به مراکز اجتماعی، اقتصادهای محلی را تحریک میکنند. بازسازی مناطق روستایی نیز از طریق تعاونیهای کشاورزی بهرهمند میشود که با مدرنسازی کشاورزی، مهاجرت را کاهش داده و بهرهوری را افزایش میدهند.
در دوران بازیابی پس از کووید-۱۹، نهادهای اقتصاد اجتماعی و همبستگی نقش حیاتی ایفا کردند و خدمات و اشتغال ضروری را در مکانهایی که بازارها ناکام بودند، فراهم کردند. تحلیل سال ۲۰۲۵ نقش این نهادها در گذارهای عادلانه را نشان میدهد، بهطوری که از طریق تأمین مالی مبتنی بر جامعه، بخشهایی مانند بهداشت و آموزش را بازسازی میکنند.
از منظر تحلیلی، این بازسازی اثرات صنعتیزدایی را خنثی میکند. با ترویج مدلهای متعلق به کارگران، اقتصاد اجتماعی وابستگی به شرکتهای چندملیتی را کاهش میدهد و هشدارهای پولانی درباره بازارهای منفکشده را یادآور میشود.
یکی دیگر از وجوه بازسازی، بازسازی دیجیتال است. شرکتهای فناوری اجتماعی شکافها را پر میکنند و آموزش و ابزارهای مقرونبهصرفه را در اختیار جمعیتهای کمخدمترسانی شده قرار میدهند تا پیشرفت فناوری، عدالت را تسهیل کرده و مانع آن نشود.
مطالعات موردی: تأثیرات واقعی اقتصاد اجتماعی
بررسی نمونههای مشخص، کارآمدی اقتصاد اجتماعی را نشان میدهد. در کبک، کانادا، قانون اقتصاد اجتماعی ۲۰۱۳ بیش از ۱۱,۲۰۰ شرکت را فعال کرده است که درآمدی معادل ۴۷.۸ میلیارد دلار کانادا و ایجاد ۲۲۰,۰۰۰ شغل را به همراه داشتهاند. از طریق صندوقهایی مانند RISQ، سرمایه صبور فراهم میشود و اقتصادهای محلی از طریق تأمین مالی هدفمند بازسازی میشوند.
در برزیل، بانکهای محلی مانند Banco Palmas ارزهای محلی ایجاد کردهاند که از بخشهای غیررسمی حمایت میکنند و فقر در فاولها را کاهش میدهند. این مدل در بیش از ۱۰۰ مکان دیگر نیز تکرار شده و بازسازی مقیاسپذیر را نشان میدهد.
چارچوب قانونی اقتصاد اجتماعی و همبستگی در اکوادور، با نهادهایی مانند CONAFIPS، وامهای بدون وثیقه ارائه میدهد و زنان و گروههای بومی را در بازسازی کشاورزی توانمند میسازد و تا سال ۲۰۱۹ پرتفویی به ارزش ۳۳۵ میلیون دلار ایجاد کرده است.
در اروپا، ابتکار PERTE در اسپانیا، ۲.۵ میلیارد یورو برای نوآوری در SSE اختصاص میدهد و تمرکز آن بر بخشهای مراقبت و سبز است و مزایای بیکاری را به سرمایه راهاندازی برای تعاونیها تبدیل میکند.
این موارد نشان میدهند که اقتصاد اجتماعی و همبستگی چگونه با توجه به زمینههای محلی، حمایت عمومی را با ابتکارهای مردمی ترکیب میکند تا نتایج پایدار ایجاد شود.
چالشهای پیش روی اقتصاد اجتماعی
با وجود نقاط قوت خود، اقتصاد اجتماعی با موانعی مواجه است. تأمین مالی یکی از این موانع است. وامدهندگان سنتی به دلیل رویکردهای غیرانتفاعی، SSE را پرریسک میدانند و این امر منجر به کمبودهایی مانند کسری سالانه یک میلیارد یورویی در اروپا میشود.
موانع قانونی نیز ادامه دارند و شناسایی حقوقی ناهماهنگ رشد این بخش را محدود میکند. در بسیاری از مناطق، SSE از سیاستهای متناسب برخوردار نیست و آن را به نقشهای جزئی محدود میسازد.
گسترش نوآوریها در مواجهه با رقابت شرکتهای سودمحور چالشبرانگیز است. همچنین اندازهگیری تأثیرات اجتماعی تکهتکه و پراکنده است و سرمایهگذارانی که بازده کمیسنجیشده را ترجیح میدهند، را منصرف میکند. از منظر تحلیلی، این مسائل ناشی از تعصبات سیستماتیک است که سرمایه را بر ارزش اجتماعی ترجیح میدهند، همانطور که نظریهپردازانی مانند سن به معیارهایی فراتر از تولید ناخالص داخلی توصیه کردهاند.
فشارهای زیستمحیطی نیز پیچیدگی ایجاد میکنند. اگرچه SSE پایداری را ترویج میکند، محدودیت منابع در کشورهای در حال توسعه، پذیرش آن را محدود میسازد.
فرصتها و توصیههای سیاستی
فرصتها در گذارهای سبز و دیجیتال فراوان است. با تمرکز SSE بر عدالت، این بخش میتواند از سرمایهگذاری تأثیرگذار و مشارکتهای دولتی-خصوصی برای گسترش فعالیتها بهره ببرد.
سیاستها باید شامل چارچوبهای قانونی برای SSE باشند، همانند قانون فرانسه در سال ۲۰۱۴ که امکان ایجاد صندوقهای ۹۰/۱۰ را فراهم کرد و پساندازها را به پروژههای اجتماعی هدایت میکند. مشوقهای مالیاتی، مانند اعتبارات مالیاتی، میتوانند سرمایه را جذب کنند.
همکاریهای بینالمللی، از طریق ابتکارات سازمان ملل، باید SSE را در دستورکار توسعه اولویتبندی کنند، بهویژه برای کنفرانس تأمین مالی توسعه ۲۰۲۵. ظرفیتسازی از طریق آموزش و شبکهسازی تابآوری را افزایش میدهد و بانکهای چندجانبه مانند بانک جهانی میتوانند ابزارهای خاص SSE را توسعه دهند تا شکافهای تأمین مالی پر شوند. از منظر تحلیلی، این توصیهها زمینهساز اقتصادی ترکیبی میشوند که در آن ارزشهای اجتماعی ساختارها را برای پایداری بلندمدت بازسازی میکنند.
چشمانداز آینده اقتصاد اجتماعی
نگاه به آینده نشان میدهد که اقتصاد اجتماعی در مسیر توسعه قرار دارد. تا سال ۲۰۲۵، روندها نشانگر روشهای رسمی اندازهگیری تأثیر و ادغام SSE در امور مالی جریان اصلی خواهد بود. سال بینالمللی تعاونیها نیز دیدگاه عمومی را تقویت خواهد کرد.
در مواجهه با تغییرات اقلیمی، SSE در گذارهای عادلانه پیشرو خواهد بود و مشاغل سبز و تابآوری جامعه را ایجاد میکند. تلاشهای شمول دیجیتال فناوری را دموکراتیک میسازد و شکافهایی را که ۲.۶ میلیارد نفر را تحت تأثیر قرار میدهد، کاهش میدهد.
با این حال، موفقیت بستگی به غلبه بر تعصبات دارد. در صورت حمایت، SSE میتواند سهم قابل توجهی در اهداف توسعه پایدار داشته باشد و اقتصادها را به شکلهای عادلانهتر بازسازی کند.
در نتیجه، نقش اقتصاد اجتماعی در توسعه پایدار و بازسازی اقتصادی غیرقابل جایگزین است و الگویی برای جوامع ارائه میدهد تا در شرایط نامطمئن رشد و شکوفایی داشته باشند. برای مطالعه بیشتر، کتاب تحول بزرگ نوشته کارل پولانی توصیه میشود که بینشهای بنیادی در مورد جاگذاری اقتصادها در چارچوبهای اجتماعی ارائه میدهد و الهامبخش کاربردهای مدرن SSE است.