رسانه اقتصاد اجتماعی

تحلیل اجمالی فیلم خوشه های خشم از منظر اقتصاد اجتماعی

دکتر محسن اشعاری ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
۳   دقیقه مطالعه

«خوشه‌های خشم» فقط روایت مهاجرت و فقر یک خانواده در دوران رکود بزرگ آمریکا نیست؛ تصویری است از اقتصادی که از جامعه و طبیعت جدا شده و انسان را به نیروی کار ارزان، زمین را به دارایی مالی، و زندگی خانوادگی را به هزینه‌ای قابل انتقال تبدیل کرده است. در فیلم، بانک‌ها، مالکان و شرکت‌ها تصمیم‌هایی می‌گیرند که پیامد آن آوارگی، بیکاری، فروپاشی خانواده و تحقیر انسانی است؛ اما مسئولیت اجتماعی این پیامدها به‌جای آنکه متوجه نهادهای اقتصادی و سیاسی شود، پشت واژه‌هایی مثل «بازار»، «ضرورت»، «باد» و «خشکسالی» پنهان می‌ماند. همین‌جا فیلم پرسش بنیادین اقتصاد اجتماعی را مطرح می‌کند: آیا نهادی که قدرت اقتصادی دارد، می‌تواند نسبت به پیامدهای اجتماعی تصمیماتش بی‌مسئولیت باشد؟

از منظر کارل پولانی، بحران فیلم حاصل وارونگی رابطه اقتصاد و جامعه است. اقتصاد باید در دل جامعه و جامعه در دل طبیعت تعریف شود؛ اما در جهان فیلم، جامعه و طبیعت تابع منطق بازار شده‌اند. زمین دیگر محل زندگی، هویت و پیوند اجتماعی نیست؛ وثیقه و ابزار سود است. کارگر دیگر انسانِ دارای خانواده و کرامت نیست؛ نیروی کاری است که در بازارِ اشباع‌شده باید با دستمزد پایین‌تر فروخته شود. طبیعت نیز فقط «باد» نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فروپاشی رابطه پایدار انسان، تولید و محیط زیست است. بنابراین فاجعه فقط طبیعی نیست؛ اجتماعی، نهادی و بوم‌شناختی است.

فیلم همچنین نشان می‌دهد که وقتی دولت، بازار و نهادهای حمایتی شکست می‌خورند، بار بقا به خانواده و به‌ویژه زنان منتقل می‌شود. مادر خانواده فقط کار خانگی یا مراقبتی انجام نمی‌دهد؛ او مدیر بحران، توزیع‌کننده منابع کمیاب، حافظ انسجام خانواده و آخرین نهاد تأمین اجتماعی غیررسمی است. از منظر اقتصاد فمینیستی، این نقش باید دیده و به رسمیت شناخته شود؛ زیرا جامعه نمی‌تواند هزینه بازتولید اجتماعی را بر دوش زنان بگذارد، اما قدرت، حمایت و منابع لازم را از آنان دریغ کند.

با این حال، فیلم فقط روایت فروپاشی نیست. در لحظاتی که مهاجران در اردوگاه‌ها و جمع‌های خودسامان مسائلشان را با گفت‌وگو، نظم جمعی، همیاری و اعتماد حل می‌کنند، امکان نوع دیگری از اقتصاد نمایان می‌شود: اقتصاد همبستگی. اینجا انسان‌ها فقط کارگر، فقیر یا مصرف‌کننده نیستند؛ عضو جامعه‌اند، حق مشارکت دارند و می‌توانند قواعد زندگی جمعی خود را بسازند. از منظر انجمن‌گرایی و دموکراتیزه‌شدن اقتصاد، رهایی زمانی آغاز می‌شود که فرودستان از موضوع تصمیمات اقتصادی به سوژه‌های تصمیم‌گیری تبدیل شوند.

در جمع‌بندی، «خوشه‌های خشم» نقدی عمیق بر اقتصادی است که سود را خصوصی و هزینه‌های اجتماعی را عمومی می‌کند. فیلم نشان می‌دهد فقر صرفاً کمبود درآمد نیست؛ نتیجه بی‌قدرتی، بی‌پناهی نهادی، فروپاشی سرمایه اجتماعی و کالایی‌شدن کار و زمین است. پیام اصلی آن این است که اقتصاد اگر در جامعه، طبیعت، اخلاق مسئولیت و سازوکارهای همبستگی حک نشود، به جای تأمین زندگی، زندگی را فرسوده می‌کند.

دیدگاه‌ها