رسانه اقتصاد اجتماعی

اقتصاد تاریخی و مطالعه تحول نظام‌های اقتصادی

رسانه اقتصاد اجتماعی ۱۷ شهریور ۱۴۰۳
۶   دقیقه مطالعه

اقتصاد تاریخی رویکردی در مطالعه پدیده‌های اقتصادی است که فرایندهای اقتصادی را در بستر زمان و در ارتباط با شرایط تاریخی و نهادی و اجتماعی بررسی میکند. این رویکرد برخلاف تحلیل‌هایی که رفتار اقتصادی را بر اساس اصولی ثابت و مستقل از زمینه تاریخی توضیح میدهند بر این فرض استوار است که شکل‌گیری بازارها و نهادهای اقتصادی و مناسبات تولید و توزیع و مصرف حاصل فرایندهای تاریخی مشخصی هستند. از این منظر اقتصاد یک ساختار ایستا نیست بلکه نظامی است که در طول زمان تغییر میکند و ویژگی‌های آن تحت تاثیر تحولات سیاسی و اجتماعی و فناوری و فرهنگی قرار میگیرد.

اقتصاد تاریخی به همین دلیل میان تاریخ و علم اقتصاد رابطه‌ای نزدیک برقرار میکند. موضوع مطالعه آن تنها میزان تولید یا قیمت کالاها در یک دوره مشخص نیست بلکه پرسش اصلی این است که چرا یک نظام اقتصادی در یک جامعه خاص به وجود آمده است و چگونه در طول زمان تغییر کرده است. برای پاسخ به این پرسش پژوهشگر ممکن است اسناد دولتی و دفاتر تجاری و آمارهای تاریخی و قراردادها و قوانین و نوشته‌های اقتصادی و حتی شواهد مربوط به زندگی روزمره مردم را بررسی کند. داده‌های اقتصادی در این رویکرد تنها اعداد جدا از زمینه نیستند بلکه بخشی از فرایندی تاریخی محسوب میشوند که باید در بستر اجتماعی خود تفسیر شوند.

یکی از مسائل اساسی اقتصاد تاریخی مطالعه نهادها است. مالکیت و قرارداد و پول و اعتبار و بازار و مالیات و نظام بانکی و سازمان‌های تجاری همگی دارای تاریخ هستند و در جوامع مختلف به شکل‌های متفاوتی سازمان یافته‌اند. قواعدی که تعیین میکنند چه کسی میتواند مالک زمین باشد یا چه کسی میتواند به اعتبار دسترسی داشته باشد یا چگونه یک قرارداد باید اجرا شود در شکل دادن به رفتار اقتصادی نقش اساسی دارند. بنابراین اقتصاد تاریخی نشان میدهد که بسیاری از آنچه در تحلیل اقتصادی به عنوان قواعد بدیهی در نظر گرفته میشود در واقع نتیجه فرایندهای تاریخی و انتخاب‌های نهادی هستند.

تحول نظام‌های تولید نیز از موضوعات مهم این حوزه است. اقتصاد تاریخی میتواند بررسی کند که چگونه جوامع از نظام‌های مبتنی بر کشاورزی معیشتی به اقتصادهای تجاری و سپس به نظام‌های صنعتی و اقتصادهای خدماتی و دیجیتال حرکت کرده‌اند. این تحولات معمولا به صورت خطی و یکسان در همه جوامع رخ نداده‌اند. مسیر صنعتی شدن در انگلستان با مسیر صنعتی شدن در آلمان یا ژاپن یا کشورهای مختلف دیگر یکسان نبوده است. تفاوت در منابع طبیعی و ساختار سیاسی و مناسبات اجتماعی و سنت‌های حقوقی و دسترسی به فناوری میتواند مسیر تحول اقتصادی جوامع را تغییر دهد.

در سنت اقتصاد تاریخی همچنین مسئله رابطه اقتصاد با جامعه اهمیت ویژه‌ای دارد. رفتار اقتصادی انسان‌ها در خلأ شکل نمیگیرد بلکه درون مجموعه‌ای از روابط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی قرار دارد. تصمیم درباره تولید یا مصرف یا سرمایه‌گذاری میتواند تحت تاثیر هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت و ساختار خانواده و نظام حقوقی و حتی تحولات سیاسی قرار گیرد. اقتصاد تاریخی از این جهت با رویکردهایی هم‌پوشانی دارد که اقتصاد را بخشی از یک نظام اجتماعی گسترده‌تر میدانند و معتقدند برای فهم اقتصاد باید مناسبات اجتماعی شکل‌دهنده آن نیز مورد بررسی قرار گیرند.

یکی از کاربردهای مهم اقتصاد تاریخی بررسی پیدایش و تحول سرمایه‌داری است. پژوهشگران این حوزه تلاش کرده‌اند توضیح دهند که چگونه روابط تجاری و مالکیت خصوصی و بازارهای گسترده و نیروی کار مزدی و نهادهای مالی در دوره‌های تاریخی مختلف توسعه یافته‌اند. در این مطالعات سرمایه‌داری صرفا به عنوان مجموعه‌ای از بازارها تعریف نمیشود بلکه به عنوان یک نظام تاریخی مورد بررسی قرار میگیرد که ظهور آن نتیجه مجموعه‌ای از تحولات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بوده است. از همین منظر پرسش درباره سرمایه‌داری تنها این نیست که چگونه کار میکند بلکه این است که چگونه شکل گرفته است و چرا در برخی جوامع با سرعت بیشتری گسترش یافته است.

اقتصاد تاریخی همچنین در مطالعه بحران‌های اقتصادی اهمیت دارد. بحران‌ها را نمیتوان همیشه با یک متغیر اقتصادی منفرد توضیح داد زیرا شکل و شدت آنها ممکن است به ساختارهای نهادی و سیاست‌های اقتصادی و روابط مالی و شرایط سیاسی دوره مورد نظر وابسته باشد. مطالعه بحران‌های گذشته میتواند نشان دهد که چگونه تغییرات در نظام بانکی یا بازارهای مالی یا تجارت بین‌المللی یا سیاست‌های دولت به شکل‌گیری بی‌ثباتی اقتصادی منجر شده‌اند. مقایسه بحران‌های تاریخی همچنین امکان بررسی این مسئله را فراهم میکند که کدام ویژگی‌های بحران‌ها تکرارشونده هستند و کدام ویژگی‌ها به شرایط خاص هر دوره تعلق دارند.

در اقتصاد تاریخی مفهوم تغییر نیز اهمیت بنیادی دارد. برخی نظریه‌های اقتصادی تمایل دارند رفتار اقتصادی را با استفاده از الگوهایی توضیح دهند که در دوره‌های مختلف قابل تعمیم باشند. اقتصاد تاریخی در مقابل تاکید میکند که خودِ موضوع مورد مطالعه نیز میتواند در طول زمان تغییر کند. ترجیحات اقتصادی و ساختار بازار و فناوری و سازمان تولید و حتی معنای کار و ثروت میتوانند در دوره‌های مختلف تاریخی متفاوت باشند. بنابراین مطالعه اقتصاد نیازمند توجه به زمان و دگرگونی تاریخی است و نمیتوان همه جوامع و دوره‌ها را با یک الگوی واحد توضیح داد.

این رویکرد همچنین امکان بازخوانی تاریخ اقتصادی گروه‌هایی را فراهم میکند که در روایت‌های سنتی کمتر دیده شده‌اند. کارگران و زنان و دهقانان و گروه‌های فرودست و جوامع محلی و کنشگران خارج از ساختارهای رسمی اقتصادی میتوانند موضوع مطالعه اقتصاد تاریخی قرار گیرند. بررسی دستمزدها و شرایط کار و الگوهای مصرف و دسترسی به زمین و اعتبار و منابع میتواند نشان دهد که رشد اقتصادی چگونه میان گروه‌های مختلف توزیع شده است. از این منظر تاریخ اقتصاد تنها تاریخ رشد تولید و ثروت نیست بلکه تاریخ توزیع فرصت‌ها و منابع و قدرت اقتصادی نیز هست.

در نهایت اقتصاد تاریخی را میتوان تلاشی برای فهم اقتصاد به عنوان یک فرایند تاریخی دانست. این رویکرد به جای آنکه اقتصاد را مجموعه‌ای از قوانین ثابت و جدا از زمینه اجتماعی تصور کند به دنبال توضیح چگونگی پیدایش و تحول نهادها و بازارها و مناسبات اقتصادی در طول زمان است. اهمیت آن در این است که میان گذشته و ساختارهای اقتصادی کنونی ارتباط برقرار میکند و نشان میدهد که بسیاری از ویژگی‌های اقتصاد معاصر نتیجه تصمیم‌ها و منازعات و تحولات تاریخی هستند. مطالعه اقتصاد از این منظر تنها مطالعه آن چیزی نیست که اقتصاد در یک لحظه معین هست بلکه مطالعه مسیری است که طی شده تا یک نظام اقتصادی به شکل کنونی خود برسد.

دیدگاه‌ها