رسانه اقتصاد اجتماعی

اقتصاد در مسیر تغییر و تکامل

رسانه اقتصاد اجتماعی ۱۷ شهریور ۱۴۰۳
۵   دقیقه مطالعه

اقتصاد تکاملی یکی از رویکردهای مهم در اندیشه اقتصادی است که اقتصاد را نه به عنوان نظامی ثابت و متشکل از تعادل‌های از پیش تعیین‌شده بلکه به عنوان فرایندی پویا و در حال تغییر بررسی میکند. در این رویکرد رفتار اقتصادی افراد و بنگاه‌ها و نهادها در طول زمان دگرگون میشود و ساختارهای اقتصادی نیز تحت تاثیر تجربه و یادگیری و نوآوری و رقابت و تغییرات فناوری تحول پیدا میکنند. اقتصاد تکاملی از این جهت تلاش میکند توضیح دهد که چگونه نظام‌های اقتصادی از وضعیت‌های گذشته به وضعیت‌های جدید حرکت میکنند و چرا مسیر تحول آنها همیشه قابل پیش‌بینی یا قابل بازگشت نیست.

یکی از مفاهیم اساسی در اقتصاد تکاملی مفهوم تغییر است. اقتصادها در طول زمان با تغییر در فناوری و سازمان تولید و ترجیحات مصرف‌کنندگان و ساختارهای نهادی و شرایط اجتماعی مواجه میشوند. این تغییرات میتوانند فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کنند و در عین حال برخی فعالیت‌ها و بنگاه‌ها و حتی صنایع را از میان ببرند. بنابراین وضعیت اقتصادی موجود نتیجه مجموعه‌ای از فرایندهای تاریخی است و نمیتوان آن را بدون توجه به مسیر طی‌شده توضیح داد. این تاکید بر تاریخ یکی از تفاوت‌های مهم اقتصاد تکاملی با بسیاری از رویکردهای متعارف اقتصادی است.

در اقتصاد تکاملی مفهوم نوآوری جایگاه مرکزی دارد. بنگاه‌ها همواره با استفاده از دانش و تجربه موجود به تولید کالاها و خدمات جدید و روش‌های تازه تولید و شیوه‌های جدید سازماندهی فعالیت اقتصادی میپردازند. نوآوری میتواند موقعیت یک بنگاه را تغییر دهد و حتی ساختار یک صنعت را دگرگون کند. ظهور فناوری‌های جدید ممکن است برخی بازارها را گسترش دهد و برخی بازارهای دیگر را کوچک یا نابود کند. از این منظر رشد اقتصادی تنها نتیجه افزایش مقدار نهاده‌های تولید نیست بلکه به توانایی یک نظام اقتصادی برای ایجاد و انتشار دانش و فناوری جدید نیز وابسته است.

اقتصاد تکاملی در توضیح رفتار اقتصادی نیز با مفهوم یادگیری ارتباط نزدیکی دارد. افراد و سازمان‌ها معمولا در شرایطی تصمیم میگیرند که اطلاعات کامل درباره آینده در اختیار ندارند. آنها بخشی از دانش خود را از تجربه گذشته به دست می‌آورند و بر اساس نتایج تصمیم‌های قبلی رفتار خود را تغییر میدهند. بنگاه موفق ممکن است روش‌های خود را گسترش دهد و بنگاهی که عملکرد ضعیف‌تری دارد ممکن است از بازار خارج شود یا فعالیت خود را تغییر دهد. در نتیجه ساختار اقتصادی حاصل تعامل مجموعه‌ای از تصمیم‌های محدود و تجربه‌های انباشته است و نه صرفا نتیجه تصمیم یک عامل کاملا آگاه و محاسبه‌گر.

مفهوم انتخاب و تنوع نیز در این رویکرد اهمیت دارد. در یک نظام اقتصادی همواره تنها یک شیوه برای تولید یا سازماندهی وجود ندارد بلکه مجموعه‌ای از فناوری‌ها و روش‌های مدیریتی و مدل‌های کسب‌وکار و الگوهای رفتاری در کنار یکدیگر وجود دارند. برخی از این روش‌ها موفق میشوند و گسترش پیدا میکنند و برخی دیگر به تدریج کنار گذاشته میشوند. این فرایند شباهتی مفهومی با انتخاب در نظریه تکامل دارد. با این حال اقتصاد تکاملی معمولا تکامل اقتصادی را به معنای انتقال مستقیم قوانین زیست‌شناختی به اقتصاد در نظر نمیگیرد بلکه از ایده‌هایی مانند تنوع و انتخاب و سازگاری برای توضیح فرایندهای تغییر اقتصادی استفاده میکند.

نهادها نیز در اقتصاد تکاملی نقش مهمی دارند. قوانین و قواعد و عادت‌ها و سازمان‌ها و الگوهای تثبیت‌شده رفتار میتوانند مسیر تحول اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهند. نهادهای موجود تنها محدودیت‌هایی بیرونی برای کنش اقتصادی نیستند بلکه میتوانند بر شکل‌گیری دانش و اعتماد و همکاری و نوآوری نیز اثر بگذارند. از این رو اقتصاد تکاملی تغییر اقتصادی را در ارتباط با تغییر نهادی مطالعه میکند و نشان میدهد که تحول فناوری و تحول نهادی اغلب یکدیگر را تقویت میکنند.

یکی از نتایج مهم این دیدگاه توجه به مفهوم وابستگی به مسیر است. تصمیم‌هایی که در گذشته گرفته شده‌اند میتوانند بر گزینه‌های موجود در آینده اثر بگذارند. یک فناوری ممکن است به دلیل شرایط تاریخی خاصی در یک صنعت غالب شود و پس از گسترش آن تغییر مسیر به فناوری دیگری هزینه‌بر یا دشوار شود. در چنین شرایطی حتی اگر گزینه دیگری در آینده کارآمدتر باشد ممکن است نظام اقتصادی همچنان تحت تاثیر انتخاب‌های گذشته باقی بماند. بنابراین تاریخ در اقتصاد تکاملی صرفا مجموعه‌ای از وقایع گذشته نیست بلکه بخشی از سازوکار توضیح وضعیت کنونی و محدودیت‌های آینده محسوب میشود.

اقتصاد تکاملی همچنین با مفهوم رقابت رابطه‌ای متفاوت برقرار میکند. رقابت صرفا فرایندی برای تعیین قیمت یا تخصیص منابع کمیاب نیست بلکه میتواند به عنوان سازوکاری برای انتخاب میان روش‌های مختلف تولید و نوآوری و سازماندهی اقتصادی عمل کند. بنگاه‌ها برای بقا تلاش میکنند و در این فرایند روش‌های جدیدی را آزمایش میکنند. برخی نوآوری‌ها موفق میشوند و به سرعت انتشار پیدا میکنند و برخی دیگر شکست میخورند. نتیجه این فرایند میتواند تغییر ساختار صنایع و ظهور شرکت‌های جدید و افول شرکت‌های قدیمی و جابه‌جایی منابع میان بخش‌های مختلف اقتصاد باشد.

اقتصاد تکاملی در تحلیل رشد اقتصادی نیز بر دانش و یادگیری و نوآوری تاکید ویژه‌ای دارد. رشد در این چارچوب فرایندی صرفا کمی نیست بلکه میتواند شامل تغییر در کیفیت فناوری‌ها و قابلیت‌های سازمانی و مهارت‌های نیروی انسانی و ساختارهای نهادی باشد. اقتصادهایی که توانایی بیشتری برای یادگیری و ایجاد دانش و تبدیل دانش به فناوری‌های جدید دارند میتوانند مسیرهای متفاوتی از توسعه را تجربه کنند. از این منظر توسعه اقتصادی یک مسیر واحد و از پیش تعیین‌شده ندارد و شرایط تاریخی و نهادی هر جامعه میتواند بر مسیر تحول آن تاثیر بگذارد.

در نهایت اقتصاد تکاملی اقتصاد را همچون فرایندی تاریخی و زنده در نظر میگیرد که در آن تغییر و نوآوری و یادگیری و انتخاب و سازگاری به صورت مداوم با یکدیگر تعامل دارند. این رویکرد به جای آنکه تنها بپرسد نظام اقتصادی در چه نقطه‌ای از تعادل قرار دارد میپرسد چگونه این نظام به وضعیت کنونی رسیده است و چه نیروهایی میتوانند آن را در آینده تغییر دهند. اهمیت اقتصاد تکاملی در همین تغییر زاویه دید قرار دارد. اقتصاد در این چارچوب مجموعه‌ای ثابت از قوانین و روابط نیست بلکه شبکه‌ای از فرایندهای در حال تحول است که در آن گذشته بر حال اثر میگذارد و نوآوری آینده را دگرگون میکند و نهادها و سازمان‌ها و انسان‌ها در جریان تجربه و یادگیری پیوسته خود را با شرایط جدید سازگار میکنند.

دیدگاه‌ها