رسانه اقتصاد اجتماعی

نقد اقتصاد پلتفرمی در «متأسفیم که شما را ندیدیم»

دکتر محمد رضایی ۷ شهریور ۱۴۰۵
۴   دقیقه مطالعه

فیلم «متأسفیم که شما را ندیدیم» (Sorry We Missed You) اثر کن لوچ، از آن فیلم‌هایی نیست که فقط درباره فقر یا مشکلات یک خانواده کارگری حرف بزند. مسئله اصلی فیلم، شکل تازه‌ای از رابطه میان کار و سرمایه است؛ رابطه‌ای که در آن کارگر دیگر لزوماً کارگر نامیده نمی‌شود. ریکی در ظاهر یک فرد خوداشتغال است، برای خودش کار می‌کند و قرار است با تلاش بیشتر درآمد بیشتری داشته باشد، اما این استقلال بیشتر از آنکه واقعی باشد یک اسم است. او در عمل تحت انضباط شرکتی قرار دارد، فقط بدون بسیاری از حمایت‌هایی که زمانی همراه با رابطه استخدامی بود. این همان تناقضی است که اقتصاد پلتفرمی و بخش‌هایی از اقتصاد گیگ بر آن بنا شده‌اند: کارگر باید مسئولیت‌پذیر باشد، اما در برابر تصمیم‌های اصلی سیستم قدرتی ندارد.

در فیلم، جمله‌هایی مثل «رئیس خودت باش» معنای چندان امیدوارکننده‌ای ندارند. ریکی ماشین خودش را وارد کار می‌کند، هزینه تعمیرش را می‌دهد، برای بیمه و سوخت و زمانش هزینه می‌کند و در عین حال باید به قواعدی تن بدهد که خودش در تعیین آنها نقشی ندارد. اگر ماشین خراب شود، شرکت متضرر نمی‌شود، ریکی است که باید هزینه آن را بدهد. اگر بیمار شود، اگر اتفاقی برای خانواده‌اش بیفتد یا اگر یک روز نتواند سر کار حاضر شود، مسئله همچنان به خودش مربوط است. اینجا یک جابه‌جایی مهم اتفاق افتاده است: ریسک از شرکت به فرد منتقل شده، ولی اختیار همراه آن منتقل نشده است. از منظر اقتصاد اجتماعی، همین نقطه اهمیت دارد، چون مسئله فقط میزان دستمزد نیست، مسئله این است که چه کسی ریسک اقتصادی را تحمل می‌کند و چه کسی درباره قواعد بازی تصمیم می‌گیرد.

چیزی که در فیلم به تدریج از بین می‌رود، فقط امنیت شغلی نیست. زمان است. زمان خانواده، زمان استراحت، زمان گفتگو و حتی زمانی که یک انسان برای رسیدگی به یک مشکل ساده انسانی لازم دارد. ریکی مجبور است زمان خود را تقریباً مثل یک واحد حسابداری ببیند. چند دقیقه تأخیر، یک توقف، یک مرخصی یا یک خطا، می‌تواند به درآمد کمتر یا جریمه تبدیل شود. در چنین شرایطی خانواده هم کم‌کم وارد منطق محل کار می‌شود. کار دیگر در محل کار باقی نمی‌ماند. به خانه می‌آید و روابط میان اعضای خانواده را تحت فشار قرار می‌دهد. فیلم از این جهت درباره اقتصاد است، اما اقتصاد را در جایی نشان می‌دهد که معمولاً در آمارهای اشتغال و بهره‌وری دیده نمی‌شود: سر میز شام، در رابطه پدر و پسر و در خستگی مادری که دیگر انرژی چندانی برای مراقبت از دیگران ندارد.

عنوان فیلم نیز در همین زمینه معنای دیگری پیدا می‌کند. برچسبی که روی در خانه گذاشته می‌شود، ظاهراً فقط یک پیام ساده برای کسی است که هنگام تحویل بسته در خانه نبوده است، اما در جهان فیلم گویی خود انسان است که دیگر در خانه خودش حضور ندارد. سیستم او را به مجموعه‌ای از داده‌ها، زمان‌ها، سفارش‌ها و عملکردها تبدیل کرده است. کارآمدی وجود دارد، سرعت وجود دارد و همه چیز قابل اندازه‌گیری است، اما رنج انسانی جایی در این محاسبات ندارد. مسئله این نیست که فناوری ذاتاً ضدانسانی است. مسئله وقتی شروع می‌شود که فناوری و مدیریت به شکلی طراحی شوند که هر چیزی را بتوان اندازه گرفت جز چیزی که برای انسان واقعاً مهم است.

بحران خانواده ریکی نیز یک پیامد فرعی و اتفاقی نیست. وقتی ساختار اقتصادی دائماً از انسان زمان و انرژی بیشتری طلب می‌کند، هزینه آن در جای دیگری ظاهر می‌شود. فرزند، رابطه زوجین، سلامت روانی خانواده و اعتماد میان اعضای آن، همه وارد این حساب نانوشته می‌شوند. شرکت می‌تواند بهره‌وری یک راننده را اندازه بگیرد، تعداد بسته‌های تحویل داده شده را ثبت کند و میزان تأخیر را محاسبه کند، اما هزینه‌ای را که همین نظام کاری به روابط خانوادگی تحمیل می‌کند در ترازنامه خود ثبت نمی‌کند. این هزینه حذف نشده است. فقط به خانواده و بعد به جامعه منتقل شده است. از این زاویه، فیلم نقدی جدی به مدیریتی است که هزینه‌های خودش را فقط تا جایی می‌بیند که در صورت‌های مالی شرکت ظاهر شوند.

به همین دلیل، متأسفیم که شما را ندیدیم را می‌توان در کنار بحث اقتصاد اجتماعی قرار داد، نه به این دلیل که فیلم نسخه‌ای مشخص برای اصلاح این وضعیت ارائه می‌کند، بلکه چون پرسش بنیادی‌تری را مطرح می‌کند: اقتصاد برای چه کسی و با چه هزینه‌ای کارآمد است؟ اگر بهره‌وری یک سیستم به قیمت فرسودگی انسان، تضعیف خانواده و انتقال دائمی ریسک به ضعیف‌ترین حلقه زنجیره به دست بیاید، این دیگر صرفاً یک مسئله مدیریتی نیست. مسئله‌ای اجتماعی است. اقتصاد اجتماعی دقیقاً از همین‌جا وارد بحث می‌شود؛ از جایی که موفقیت اقتصادی را نمی‌توان فقط با سود، سرعت و کاهش هزینه سنجید و انسان را بعداً به عنوان یک ملاحظه اخلاقی به آن اضافه کرد. در این فیلم، انسان از ابتدا در مرکز مسئله است، حتی وقتی سیستم اقتصادی وانمود می‌کند که او فقط یک پیمانکار مستقل است.

دیدگاه‌ها