رسانه اقتصاد اجتماعی

رابطه بوروکراسی و دموکراسی

مفهوم «قفس آهنین» که نخستین‌بار توسط ماکس وبر برای توصیف خروجی عقلانیت ابزاری در نظام سرمایه‌داری مطرح شد، به این اشاره دارد که انسان‌های مدرن در شبکه‌ای از قواعد و سازوکارهای بوروکراتیک گرفتار شده‌اند؛ سازوکاری که اگرچه نظم، پیش‌بینی‌پذیری و کارآمدی ایجاد می‌کند، اما هم‌زمان افراد را در برابر ساختارهای کلانی قرار می‌دهد که امکان […]

تحلیل تغییر اجتماعی در پساتوسعه با مبانی نظری فوکو

پساتوسعه به‌عنوان یک واکنش رادیکال به معضلات توسعه شناخته می‌شود. فوکو ابزار مناسبی را برای متفکران پساتوسعه فراهم کرد تا بتوانند با استفاده از آن توسعه را نفی کنند (Pieterse, 2010). مبانی نظری فوکو ساخت توسعه به مثابه حقیقت را به خوبی تبیین می‌کند. پساتوسعه تلاش می‌کند این «حقیقت» را از انحصار خارج کند و […]

نقد اقتصاد پلتفرمی در «متأسفیم که شما را ندیدیم»

فیلم «متأسفیم که شما را ندیدیم» (Sorry We Missed You) اثر کن لوچ، از آن فیلم‌هایی نیست که فقط درباره فقر یا مشکلات یک خانواده کارگری حرف بزند. مسئله اصلی فیلم، شکل تازه‌ای از رابطه میان کار و سرمایه است؛ رابطه‌ای که در آن کارگر دیگر لزوماً کارگر نامیده نمی‌شود. ریکی در ظاهر یک فرد […]

وقتی اکوسیستم بی‌طرف نیست/ سرمایه‌گذاری، نظم نهادی و حذف ایران از جریان منطقه‌ای

اگر عنوان این مقاله حس ملال و خستگی از تحلیل‌های تکراری را در شما زنده می‌کند باید بگویم این تحلیل به هیچ عنوان به دنبال فروکاست علت ناتوانی کشور در جذب سرمایه خارجی نیست. البته که عدم سرمایه‌گذاری خارجی در صنایع مختلف کشور و عدم حمایت از نوآوری علل بسیار پیچیده و متنوعی دارد که […]

تورم چگونه به ابزار حکمرانی تبدیل می‌شود؟

در تاریخ پرتلاطم اندیشه اقتصادی، تورم همواره فراتر از یک پدیده صرفاً پولی ظاهر شده و به عنوان یکی از پیچیده‌ترین مکانیسم‌های توزیع ثروت و قدرت در جوامع انسانی عمل کرده است. این مفهوم که در ظاهر به افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارد، در عمق خود بازتابی از تعاملات پیچیده میان ساختارهای اقتصادی، […]

بازگشت همتی مخلوع در نقاب ناجی اقتصاد ایران

به یاد داریم در دوره ریاست عبدالناصر همتی بر بانک مرکزی در دولت حسن روحانی، مجموعه ناشکیل از ابزارهای تثبیتی و آزادسازی‌های غیرکنترل شده در حوزه ارز دنبال شد. آخرین تلاش‌های همتی در راستای کنترل نرخ ارز بر برنامه‌ریزی برای بازار سوم ارز و ایجاد نرخ‌های متعدد ارز رسمی و نیمایی برای پوشش واردات و […]

بازاندیشی در اقتصاد؛ مردم، قدرت و محدودیت‌های الگوهای نئوکلاسیک

اقتصاد نئوکلاسیک که رویکرد مسلط و رایج در آموزش رسمی اقتصاد به شمار می‌آید اغلب تصویری بسیار انتزاعی و ساده‌شده از انسان ارائه می‌دهد. در این چارچوب نظری نیروی کار به یک نهاده به نام کار فروکاسته می‌شود و خریداران صرفا به مصرف‌کنندگان تبدیل می‌شوند. فرض اساسی این است که افراد تصمیم‌گیرندگانی کاملا عقلانی هستند که هر یک به صورت مستقل در پی بیشینه‌سازی مطلوبیت شخصی یا سود خود عمل می‌کنند. قیمت‌ها و بازارها نیز به شکلی تقریبا جادویی همه این انتخاب‌های اتمیزه را هماهنگ می‌کنند و به نتیجه‌ای کارا منتهی می‌شوند. هرچند این الگوی ساده می‌تواند برخی پدیده‌های بازار را توضیح دهد اما بخش بزرگی از واقعیت‌های تعیین‌کننده حیات اقتصادی را نادیده می‌گیرد. به طور خاص این رویکرد توجهی به این واقعیت ندارد که انسان‌ها چگونه با یکدیگر همکاری می‌کنند تا قواعد نهادها و اهداف مشترکی را شکل دهند که مسیر زندگی اقتصادی را تعیین می‌کند. با تقلیل انسان‌ها به واحدهای منفرد نیروی کار یا مصرف‌کنندگانی در جست‌وجوی رضایت فردی نظریه نئوکلاسیک از درک قدرت جمعی تجربه‌های مشترک و مشروعیت تصمیم‌گیری دموکراتیک بازمی‌ماند. در این مقاله توضیح داده می‌شود که اقتصادهای واقعی چگونه در بستر جامعه ریشه دارند و چرا علم اقتصاد باید نهادها فرهنگ و مشارکت اجتماعی را نیز در کنار افراد انتزاعی در نظر بگیرد.